عصر ایران؛ احمد فرتاش - جلد ششم از کتاب ششجلدی وینستون چرچیل، با عنوان «پیروزی و تراژدی»، به بررسی پیامدهای جنگ جهانی دوم، سقوط حکومتهای آلمان و ژاپن، و تحولات جهانی پس از جنگ میپردازد.
چرچیل در این جلد، تمرکز خود را بر پیروزی متفقین، پیامدهای انسانی و سیاسی جنگ، و چالشهای شکلگیری نظم نوین جهانی قرار میدهد و نشان میدهد پایان جنگ، هم پیروزی بود و هم یک تراژدی انسانی و سیاسی.
چرچیل نوشته است پس از موفقیتهای جبهه غرب و فشار همزمان شوروی در شرق، آلمان در موقعیت غیرقابل دفاع قرار گرفت. او توضیح میدهد خطاهای استراتژیک هیتلر و کمبود منابع و نیروی انسانی، تسریعکنندۀ شکست آلمان بود و نهایتا سقوط برلین و خودکشی هیتلر، پایان رژیم نازی و نظامیگری در اروپای غربی و مرکزی را رقم زد. چرچیل میافزاید که این پایان، نتیجۀ تلاش بیوقفۀ متفقین، هماهنگی جبههها و پایداری ملتها بود.
نخستوزیر زیرک و مشهور بریتانیا در جلد ششم کتابش به پایان جنگ در اقیانوس آرام و ژاپن نیز میپردازد. او میگوید حمله به پرل هاربر و ادامۀ جنگ دراقیانوس آرام باعث شد ایالات متحده در این جبهه نقشی حیاتی ایفا کند.
چرچیل همچنین به استفاده از بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی و تأثیر آن بر پایان جنگ میپردازد و این موضوع را هم مفصلا بررسی میکند که پیامدهای اخلاقی و انسانی این تصمیم چگونه جهان را با چالشهای تازهای مواجه ساخت.
از دیگر موضوعات مهم جلد ششم کتاب چرچیل، پیامدهای انسانی و اجتماعی جنگ جهانی دوم است. مواردی مثل تلفات سنگین نظامی و غیرنظامی در اروپا و آسیا، بحران پناهندگان و آوارگان جنگ، و بازسازی اقتصاد و جامعه در کشورهای ویرانشده. چرچیل نشان میدهد پیروزی نظامی، با تراژدی انسانی و مسئولیتهای سنگین پس از جنگ همراه بود.
از دیگر محورهای مهم جلد ششم، تحولات سیاسی پس از جنگ و شکلگیری نظم نوین جهانی است. چرچیل به تشکیل سازمان ملل و تلاشها برای ایجاد صلح و همکاری بینالمللی اشاره میکند و میگوید که اختلافات میان غرب و شوروی زمینهساز جنگ سرد و تقسیم جهان به دو بلوک قدرت شد. ی همچنین یادآور میشود که پیروزی متفقین بر هیتلر در حکم پایان جنگ نیست، بلکه آغاز رقابتهای تازه و چالشهای دیپلماتیک است.
چرچیل جلد ششم کتابش را در آغاز دهۀ 1950 نوشته بود. در آن مقطع کاملا آشکار بود استالین با غرب لیبرال سر سازگاری ندارد و شوروی هم به تازگی موفق شده بود بمب اتمی بسازد. بنابراین عجیب نبود که چرچیل در سالهای پایانی عمرش، جنگی تازه را در افق سیاست جهانی مشاهده میکرد؛ جنگی که به جنگ سرد معروف شد و چهل سال نیز برقرار بود و نهایتا با فروپاشی شوروی به پایان رسید.
وینستون چرچیل در جلد ششم کتابش نقش رهبری و شخصیتهای کلیدی را نیز به مثابه عواملی موثر در رقمخوردن روند و نتیجۀ جنگ تحلیل میکند؛ مواردی از قبیل همکاری و تضاد میان خود رهبران بریتانیا و شوروی و یاالات متحده؛ چالشهای تصمیمگیری در خصوص با صلح و بازسازی پس از جنگ؛ اهمیت روابط شخصی، اعتماد و توازن منافع ملی در مدیریت صلح.
وی همچنین بر پیامدهای انسانی سیاستها و تصمیمات نظامی، رنج و فداکاری مردم عادی و سربازان، و درسهای اخلاقی برای رهبران و ملتها در مواجهه با قدرت و مسئولیت میپردازد و با نثر مطلوب خودش، که نقش مهمی در تعلقیافتن جایزۀ نوبل ادبیات به کتاب «جنگ جهانی دوم» داشت، خواننده را با فشارها و تصمیمات حساس پایان جنگ همراه میسازد و پیچیدگیهای نظامی، سیاسی و انسانی جنگ را با زبانی شیوا و همهکسفهم به رشتۀ تحریر درمیآورد و خواننده را ابعاد گوناگونی از جنگ آشنا میسازد که معمولا در یک کتاب تاریخ کلاسیک، به چشم نمیخورند.
در مجموع جلد ششم کتاب «جنگ جهانی دوم» با تمرکز بر پیروزی نهایی، سقوط قدرتهای محور، پیامدهای انسانی و شکلگیری نظم نوین جهانی، نشان میدهد پایان جنگ، هم پیروزی متفقین بود و هم یک تراژدی انسانی و سیاسی. همچنین این نکته را یادآور میشود تصمیمات درست رهبران و مقاومت مردم کشورهای اشغالشده، نقش مهمی در پیروزی جهان بر نازیسم و فاشیسم داشت. از نظر چرچیل، درسهای جنگ، ترکیبی از موفقیت، مسئولیت و اخلاق انسانی است.
جلد ششم کتاب «جنگ جهانی دوم» چنانکه در ابتدای این نوشته نوشتیم، نقطه پایان مجموعه ششجلدی چرچیل است و به خواننده تصویری کامل از جنگ جهانی دوم، عنصر رهبری در این جنگ، همبستگی متفقین و پیامدهای جهانی جنگ ارائه میدهد. اما به غیر از جلد ششم، باید گفت که کتاب ششجلدی وینستون چرچیل، نه تنها یک روایت تاریخی از جنگ جهانی دوم است، بلکه تصویری جامع از دوران بحرانی جهان در نیمۀ اول دهۀ 1940 ارائه میکند.
چرچیل در سراسر شش جلد کتابش بر اهمیت رهبری شخصی و استراتژیک و تاثیر چشمگیر و سرنوشتساز تصمیمات آنی، بر مسیر و نتیجۀ جنگ تاکید دارد. از نظر چرچیل، رهبری موثر مستلزم ترکیب شهامت، تحلیل دقیق و پیشبینی تحرکات دشمن است. همچنین حفظ روحیه و انگیزۀ نیروها، هم در جبهه و هم در پشت جبهه، عامل تعیینکننده موفقیت یک کشور در جنگ است. چرچیل ضمنا تاکید میکند که قدرت رهبری تنها محدود به فرماندهی نظامی نیست، بلکه شامل مهارتهای دیپلماتیک، مدیریت اتحادها و ارتباط موثر با افکار عمومی نیز میشود.
چنانکه نوشتیم، وینستون چرچیل جلدهای اول و دوم کتابش به تهدیدهای آغازین آلمان علیه سایر کشورهای اروپایی، آمادهسازی متفقین، سیاستهای انفعالی و بحرانهای اروپا و آفریقا میپردازد، در حلدهای سوم و چهارم تمرکز بر نقاط عطف جنگ و تصمیمات کلیدی، مانند نبرد استالینگراد و عملیاتهای شمال آفریقا و ایتالیا متمرکز است و جلدهای پنجم و ششم را به پیشروی متفقین در غرب اروپا، سقوط آلمان و ژاپن و شکلگیری نظم نوین جهانی اختصاص داده است. چرچیل با ارائه جزئیات دقیق نظامی، نشان میدهد که پیروزی نه حاصل شانس، بلکه نتیجه برنامهریزی، هماهنگی و تحلیل دقیق نقاط قوت و ضعف دشمن است.
یکی از نقاط قوت مجموعه، توجه چرچیل به چالشهای دیپلماسی و اتحاد میان متفقین است. تضاد منافع میان بریتانیا، آمریکا و شوروی، مستلزم مهارتهای دیپلماتیک برای ایجاد هماهنگی و مدیریت انتظارات بود. از نظر چرچیل، پیروزی نظامی بدون هماهنگی و اعتماد میان قدرتها ممکن نبود.
ایجاد سازمان ملل متحد و تلاش برای صلح پس از جنگ نیز نمونهای از تلاش برای مدیریت پیامدهای جهانی و جلوگیری از بحرانهای تازه بود که البته این اقدام در مجموع فاقد کارایی پیشبینیشده بوده است و همان طور که چرچیل از عملکرد "جامعۀ ملل" مابین جنگ جهانی اول و دوم انتقاد میکند، پس از جنگ جهانی دوم نیز دیری نپایید که عملکرد سازمان ملل متحد، منتقدین فراوانی در بین صاحبنظران سیاسی و اخلاقی در سراسر جهان پیدا کرد.
همچنین گفتیم رویکرد چرچیل در پرداختن به جزئیات انسانی و عاطفی جنگ جهانی دوم، کتاب ششجلدی او را به چیزی بیش از تاریخ جنگ تبدیل کرده و درسهایی دربارۀ رهبریِ سیاسی هوشمندانه و باکفایت، و نیز شجاعت و مسئولیت و همبستگی انسانی را در این کتاب مهم گنجانده است.
از حیث سبک نگارش و روایت تاریخی، چرچیل توانسته است سبک خود را در سراسر شش جلد حفظ کند که – چنانکه گفتیم – مبتنی است بر: ترکیب روایت شخصی، تحلیل استراتژیک و بیان ادبی جذاب؛ ارائۀ جزئیات پیچیده نظامی و سیاسی به زبانی قابل فهم و درگیرکننده؛ نشاندادن فشارها و چالشهای رهبران و مردم، بدون کاستن از واقعیتهای تلخ جنگ. این سبک باعث میشود که مجموعه هم به عنوان منبع تاریخی و هم اثر ادبی ارزشمند باشد؛ خصوصیتی که نقش مهمی در اعطای جایزۀ نوبل ادبیات به وینستون چرچیل داشت.
از حیث درسهای استراتژیک و سیاسی، کتاب چرچیل نشان میدهد تصمیمگیری در شرایط بحرانی، مستلزم پیشبینی رفتار دشمن، تحلیل منابع و انعطافپذیری است؛ رهبری سیاسی موفق نیز در گرو توانایی حفظ انگیزۀ نیروهای نظامی و مردم، اعتماد به نیروهای نظامی و سیاسی در سطوح گوناگون و البته توانایی هدایت مردم در شرایط سخت است. بنابراین نفوذ کلام رهبر و بلیغ بودن وی نقش موثری در کارایی نقش رهبریِ وی دارد؛ خصوصیتی که خود چرچیل به غایت از آن بهرهمند بود. او همیشه نطقهایش را با قلم توانای خودش مینوشت و آنها را، پس از تمرین کافی برای ارائه به بهترین شکل، در مجلس عوام یا در رادیوی بریتانیا قرائت میکرد.
نهایتا چرچیل تاکید میکند جنگ، حتی با پیروزی، همیشه با تراژدی انسانی و رنج بیگناهان همراه است. بنابراین رهبران مسئول باید حتیالمقدور تصمیماتی متعادل، اخلاقی و انسانی بگیرند. البته تصمیمات رهبران در جنگ، بویژه در جنگهای بزرگ و طولانی، لزوما تابع "اخلاق فردی" نیست و در این زمینه باید به مبحثی که ماکیاولی در آثارش مطرح کرده، یعنی "اخلاق حاکمان"، بیش از پیش اندیشید.
چرچیل البته بحث مستوفایی در این زمینه مطرح نمیکند ولی خود او نیز به طور غریزی و عملی ملتفت بود که "اخلاق حاکمان" نمیتواند کاملا مطابق "اخلاق محکومان" یا "اخلاق فردی" باشد. پرداختن به این موضوع، خارج از تخصص و دانش چرچیل بود و قاعدتا فیلسوفان اخلاق و فیلسوفان سیاست باید به این موضوع بپردازند.
اهمیت درس گرفتن از تاریخ و جلوگیری از تکرار فجایع گذشته در آینده نیز از دیگر دغدغههای چرچیل است. مجموع این ملاحظات، کتاب ششجلدی «تاریخ جنگ جهانی دوم» را به اثری فراتر از تاریخ جنگ جهانی دوم، و به آموزهای برای رهبران و مردم تبدیل میکند. چرچیل در این کتاب به ما یادآوری میکند که تاریخ جنگ را مجموعهای از تصمیمات رهبران و همکاری مردمان رقم میزند که در کنار هم، تا حد زیادی به سرنوشت جهان انسانی سر و شکل میدهند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر