عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- در دنیای غرب، داستانهای بسیاری بر اهمیت پشتکار و پایداری، حتی در مواجهه با موانع غیرقابل تصور، تأکید دارند. اما شواهد علمی و تجربی نشان میدهند که گاهی، بهترین مسیر برای پیشرفت، ترک کردن یک هدف قدیمی است. این مقاله به بررسی چرایی و چگونگی این فرآیند میپردازد و توضیح میدهد که چگونه رها کردن، میتواند مقدمهای برای دستیابی به اهداف جدید و ارزشمندتر باشد.

بسیاری از ما در ابتدای سال، اهداف و رزولوشنهای جدیدی برای خود تعیین میکنیم؛ مانند مرتب کردن خانه، شروع یک سرگرمی جدید یا افزایش فعالیت بدنی.
اما روانشناسان و محققان حوزه انگیزش پیشنهاد میکنند که در کنار تعیین اهداف جدید، باید به ارزیابی اهداف موجود نیز بپردازیم.
دکتر «راچیت دوبی»، محقق انگیزش انسانی در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس، معتقد است که پایان سال، فرصتی مناسب برای پرسیدن این سوال است: «چه چیزی را دیگر در زندگیام نیاز ندارم؟»
اهداف گذشته ممکن است به دلایل مختلفی ناکارآمد شوند: شاید دستیابی به آنها بسیار دشوار شده باشد، هزینههای زیادی را به همراه داشته باشد، یا دیگر با ارزشها و اولویتهای فعلی ما همخوانی نداشته باشد.
ادامه دادن مسیر اهدافی که دیگر برای ما مناسب نیستند، میتواند منجر به مشکلات جسمی و روانی شود. با این حال، مفهوم «رها کردن» اغلب با بار معنایی منفی همراه است و به همین دلیل، گاهی کنار گذاشتن یک هدف، دشوارتر از پافشاری بر آن به نظر میرسد.
اهداف نقش مهمی در زندگی ما ایفا میکنند. دکتر «نیکوس نتومانس»، متخصص علم انگیزش در دانشگاه جنوب دانمارک، توضیح میدهد: «هدفگذاری بخشی از طبیعت انسان است، زیرا اهداف به ما جهت میدهند و نمایانگر وضعیت مطلوب آینده هستند.»
اما همه اهداف به یک اندازه مفید نیستند. تلاش برای رسیدن به هدفی که با فرد همخوانی ندارد، میتواند احساس گناه و استرس را تشدید کند. علاوه بر این، زمان و انرژی صرف شده برای چنین اهدافی، ممکن است مانع از شناسایی و پیگیری فرصتهای بهتر شود.
تحقیقات دکتر دوبی و همکارانش با استفاده از یک بازی آنلاین ساده، این موضوع را تأیید کرد. در این بازی، بیش از ۳۵۰۰ بازیکن با ۱۰ انتخاب برای فشردن دکمهای با رنگ مشخص روبرو بودند.
برخی دکمهها شانس بیشتری برای کسب امتیاز داشتند، اما این موضوع به بازیکنان گفته نشده بود. بازیکنان میتوانستند در هر زمان، رنگ جدیدی را برای امتحان کردن انتخاب کنند، اما امکان بازگشت به رنگهای قبلی را نداشتند (این مکانیک بازی، شبیه به انتخابهای غیرقابل بازگشت در زندگی واقعی طراحی شده بود).
تیم تحقیقاتی همچنین با استفاده از یک فرمول ریاضی، بهترین استراتژی ممکن را محاسبه کردند و آن را با رفتار بازیکنان مقایسه نمودند.
نتایج نشان داد که بازیکنان، دکمهای را که انتخاب کرده بودند، بسیار طولانیتر از حد لازم نگه داشتند. اکثر افراد نیز تنها چند دکمه را امتحان کرده و سپس به یک رنگ نهایی اکتفا میکردند.
دکتر دوبی میگوید: «حتی در این بازی کمخطر، افراد در رها کردن مواردی که کارساز نبودند، دچار مشکل بودند.»
او حدس میزند که در دنیای واقعی، با توجه به بالا بودن خطرات احتمالی، عواقب احساسی، این فرآیند حتی دشوارتر نیز هست.
به همین دلیل، او اغلب به افراد توصیه میکند که اهداف خود را به دقت مورد بازبینی قرار دهند. «اگر چیزی به طور مداوم شما را ناامید میکند، سعی کنید احساسات را از آن جدا کنید و با قاطعیت بیشتری برای رها کردن آن اقدام کنید.»
ایده رها کردن ممکن است غریب به نظر برسد. مقاومت در برابر تسلیم شدن، امری طبیعی است.
هنگامی که زمان، پول یا انرژی صرف چیزی کردهایم، تمایل داریم تا نتیجه آن را ببینیم. این پدیده به عنوان «سوگیری هزینه هدر رفته» شناخته میشود.
این سوگیری ممکن است در ساختار مغزی ما ریشهدار باشد. در مطالعات انجام شده، پرندگان و جوندگان تمایل دارند یک وظیفه را تا انتها ادامه دهند، حتی زمانی که تغییر وظیفه میتوانست پاداش بیشتری به همراه داشته باشد.
همچنین، در تحقیقاتی بر روی افرادی با نوعی آسیب مغزی که حس زمان آینده آنها را مختل میکند، مشاهده شد که این افراد در مقایسه با افراد سالم، بیشتر تمایل به تغییر استراتژی خود در یک بازی ویدیویی داشتند.
این یافتهها نشان میدهند که ناحیه آسیبدیده، که بخشی از قشر پیشپیشانی مغز است، ممکن است در پایبندی به یک هدف نقش داشته باشد.
اگر رها کردن گاهی بهترین گزینه است، چگونه باید آن را انجام دهیم؟ محققان هنوز در حال بررسی بهترین روشها برای عبور از این فرآیند دشوار هستند.
به نظر میرسد ابزارهایی که به افراد برای پایداری در یک کار کمک میکنند، میتوانند در فرآیند رها کردن نیز مؤثر باشند.
این امر به این دلیل است که فرآیند رها کردن دو بخش دارد: جدایی اولیه و سپس «عبور کردن» از آن.
موفقیت در «عبور کردن» بدون تردید در تصمیم، ممکن است به انگیزه اصلی فرد برای رها کردن بستگی داشته باشد.
منبع انگیزه فرد، شاخص کلیدی موفقیت در پایبندی به یک هدف است. به عنوان مثال، دو نفر را در نظر بگیرید که میخواهند مصرف گوشت را ترک کنند.
فرد اول این کار را به دلیل فشارهای اخلاقی از سوی دوستانش انجام میدهد. این نوع انگیزه که مبتنی بر احساس گناه و شرم است، به ندرت منجر به تغییرات بلندمدت میشود.
اما فرد دوم به دلیل تمایل شخصی برای سالمتر بودن، این تصمیم را میگیرد. چنین انگیزه درونی، میتواند به فرد در حفظ تعهد کمک کند.
به طور مشابه، محققان اخیراً در حال بررسی این موضوع هستند که آیا «اراده درونی» برای رها کردن یک هدف، میتواند به فرد در ایجاد یک جدایی پاک کمک کند.
دکتر «آندریا گاوریلا»، روانشناس در دانشگاه کبک مونترال، بیان میکند که گیر کردن در تصمیم به رها کردن، امری رایج است.
پس از ترک یک تیم که دیگر از آن لذت نمیبردند، افراد ممکن است در حین یافتن مسیر جدید، در مورد انتخاب خود تردید کنند. یا پس از یک جدایی عاطفی، ممکن است همچنان به پیگیری اخبار طرف مقابل در شبکههای اجتماعی ادامه دهند.
مطالعه ای در سال ۲۰۲۲، میزان موفقیت افراد در رها کردن اهداف در دنیای واقعی را ارزیابی کرد.
محققان بیش از ۵۰۰ دانشجو را طی ۹ ماه و بیش از ۴۰۰ نفر از اعضای جامعه را به مدت سه ماه مورد بررسی قرار دادند.
در ابتدای مطالعه، از شرکتکنندگان در مورد یک هدف بلندمدت که در حال کنار گذاشتن آن بودند و اهمیت آن هدف در زندگیشان سؤال شد.
برای ارزیابی انگیزه درونی، شرکتکنندگان عباراتی مانند «این هدف دیگر بازتابی از من نیست» را ارزیابی کردند. عباراتی مانند «مردم به من میگویند که باید این هدف را رها کنم» نیز برای سنجش فشارهای بیرونی برای رها کردن به کار رفت.
در طول مطالعه، محققان میزان عدم درگیری شرکتکنندگان با هدف خود را اندازهگیری کردند. همچنین با عباراتی مانند «احساس میکنم در رها کردن این هدف گیر کردهام»، میزان «گیر افتادگی» فرد را سنجیدند.
نتایج نشان داد افرادی که عمدتاً به دلیل فشارهای بیرونی، هدف خود را رها میکردند، بیشتر از افرادی که با انگیزه درونی اقدام کرده بودند، احساس گیر افتادگی میکردند. این الگو در هر دو گروه شرکتکنندگان مشاهده شد.
دکتر گاوریلا، که در این مطالعه شرکت نداشت، میگوید: «افراد یک شبه از خواب بیدار نمیشوند و نگویند “تمام شد” و بلافاصله به ماجراجویی بعدی خود بروند. رها کردن هدف، با دشواریهای فراوانی همراه است. این فرآیند بسیار پیچیده است.»
اما آنچه روشن است این است که چسبیدن به یک هدف منسوخ شده، میتواند بیشتر از فایده، ضرر داشته باشد.
بریدن برخی از وابستگیها میتواند فضا را در زندگی شما برای پیگیری چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، باز کند.
و یافتن مسیری جدید، ابتدا نیازمند شجاعت گفتن این جمله است: «فکر میکنم نمیتوانم [این مسیر را ادامه دهم].»
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@