فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۳۲۰۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۸ - ۱۱-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۳۲۰۷
انتشار: ۱۲:۲۸ - ۱۱-۰۱-۱۴۰۵
12 ماه – 12 روز/ قسمت یازدهم

مرور سال کهنه؛ بهمن 1404/ مثلی لایُبایع مثل یزید

مرور سال کهنه؛ بهمن 1404/ مثلی لایُبایع مثل یزید
در مرور اتفاقات بهمن ماه بر آخرین سخنرانی رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران در روز بیست و هشتم آن درنگ کرده‌‌ایم...

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در مرور سال 1404 خورشیدی با دور تند، به ایستگاه یازدهم رسیده‌ایم؛ به ماه بهمن که در میانۀ دی ماه قرار دارد با حوادث خشونت‌بار آن و قبل از اسفند که جنگی دیگر درگرفت.

از این رو تأمل بر بیست‌و‌هشتمین روز آن مناسبت دارد که در آن آیت‌الله سید علی خامنه‌ای آخرین سخنرانی عمومی خود را انجام داد و در آن هم به رخدادهای دی اشاره کردند و هم به صراحت سخن امام حسین علیه السلام را یادآور شدند که کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمی کند و البته دربارۀ خود از ضمیر "من" استفاده نکرد بلکه به استناد همان سخن یادآور شدند: "مثل ملت ایران با مثل یزید بیعت نخواهد کرد" و این موضع به منزله رد پیشنهاد تسلیم، تلقی شد در حالی که ایران هم زمان در حال مذاکره برای توافقی منصفانه بود.

این سخن‌رانی حال و هوای دیگری داشت اگرچه گزاف است اگر ادعا کنیم مشخص بود واپسین نطق عمومی است اما همان موقع و بدون این تصور هم حال و هوایی متفاوت و صریح تر داشت. ضمن این که مدتی بود آیۀ حک شده روی نگینِ انگشتریِ رهبری هم جلب توجه می کرد: انّ مَعَی ربّی (پروردگارم با من است) برگرفته از آیۀ 62 سورۀ شعرا: ان معی ربی سَیهیدین: همانا که رب من با من است و هم او مرا را هدایت و راه نمایی خواهد کرد.

این دو اشاره ناظر به اتفاقاتی است که در ماه بعد رخ داد و نخستین و بلندپایه ترین شهید آن هم شخص رهبری جمهوری اسلامی ایران بود.

در آن سخنرانی اما اشارات و تحلیلی دربارۀ وقایع دی ماه هم ارایه شد. از این رو نقل و کمی توضیح دربارۀ این دو در مرور بهمن 1404 کفایت می کند:

چنان که اشاره شد نخستین نشانه در سخنرانی 28 بهمن این جملات بود: 

  "ملت ایران، درس‌های اسلامی و شیعی خود را خوب بلد است. می‌داند که چه کار کند. امام حسین علیه‌السلام فرمود: مِثلی لایُبایِعُ مثل یزید. کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند. ملت ایران در واقع می‌گوید: مثل ما - ملتی با این فرهنگ و سابقه و معارف عالی- با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند بیعت نخواهد کرد."

حکایت آن آیه (ربی...)    هم از این قرار است که وقتی موسای پیامبر و بنی اسراییل برای رهایی از سلطۀ فرعون، مصر را ترک کردند تا مفَر یا مقری بیابند ناگاه خود را بین دریا (‌رود نیل) و لشگر فرعون، گرفتار و عملا در محاصره دیدند و نومیدانه خطاب به موسی گفتند: دچار بن‌بست شدیم (نه راه پیش داریم و نه راه پس و بازگشت) و آنجا بود که موسی در پاسخ گفت: چنین نیست (پروردگارم با من است) و به زودی راهی گشوده می‌شود و آن راه در میانۀ نیل به روی آنان باز شد وقتی عصای موسی اعجاز کرد...

چنین به نظر می‌رسد که آیت‌الله خامنه‌ای از یک سو اجازه داد مذاکره کنند تا بهانه و شبهه باقی نمانَد به رغم آن‌که قبل‌تر نهی کرده بود و در جنگ 12 روزه هم طرف مقابل نقض کرده بود و از جانب دیگر خود تصمیم گرفت محل را ترک نکند و بدین‌گونه در نحستین دقایق دومین جنگ مستقیم آمریکا و اسراییل علیه ایران، این بار آن که هدف قرار گرفت شخص رهبری و فرماندهی کل قوا بود و بعدتر اعلام شد شماری از فرماندهان و سرداران و امیران که جانشین فرماندهان شهید در 23 خرداد 1404 شده بودند نیز همراه فرماندهی کل قوا هدف ترور قرار گرفتند.

در آن سخنرانی به حوادث دی ماه اشاره شد: 

 "به جز عده‌ای مفسدین و فتنه‌گران و کودتاچی‌ها - که به درک واصل شدند- گروهی مدافعین امنیت و سلامت نظام، گروهی رهگذرها و عده‌ای هم فریب‌خوردگان بودند. دستۀ سوم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند. من می‌خواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچه‌های ما هستند. یک عده‌ای از آنها هم پشیمان شدند. بعضی‌شان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن. در زندان هم نبودند، آزاد بودند، پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. 

  جز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت می‌کنیم، طلب مغفرت می‌کنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرَد.»

اتفاق قابل اشارۀ دیگر در بهمن ماه برگزاری جشنواره فیلم فجر بود که حالا در دو قسمت جداگانه ملی و بین المللی برپا می شود و با این که چهل و چهارمین دورۀ آن بود اما به خاطر اتفاقات دی ماه میان هنرمندان اختلاف افتاد و البته این نخستین بار نبور و یک بار دیگر بعد از جنبش مهسا در 1401 هم تجربه شده بود اما در آن نوبت تفاوت این بود که دولت مرحوم رییسی برگزار کننده بود که عملا تلاش داشت از فجر یک عمار بسازد و کاملا خودی سازی کند اما این جشنواره را دولت پزشکیان برگزار می کرد که موضع نرم تر و مهربانانه تری با هنرمندان داشت و دبیر جشنواره هم چهرۀ مقبولی بود و بر جلب و جذب تأکید داشت و نه تبلیغات و ایدیولوژی.

به هر رو دو تلقی مقابل هم قرار گرفتند: اول این که وقتی جامعه سوگ‌وار است نباید جشن گرفت یا با مقصر دانستن حکومت نباید در جشن آن شرکت کرد و دیدگاه دوم این که جشنواره معادل فستیوال و یک رخداد هنری است و نه بزن و بکوب و شادمانی ضمن این که برگزار‌کننده دولتی است که با جان‌باختگان ابراز هم‌دردی کرد و کوشید در میانه بایستد.

در نظرات کارگردانان هم پیدا بود که از این تعارض و تلقی رنج می‌برند. از جمله   بابک خواجه‌پاشا کارگردان فیلم "سرزمین فرشته‌ها" که گفت: "قطعا من هم به خاطر تمام عزیزانی که در این چند وقت گذشته از دست داده‌ایم سوگ‌وارم چرا که تک‌تک آنها را جگر گوشه‌های ایران می‌دانم. ولی وقتی جامعه سوگ‌وار است چرا باید چراغ سینما را خاموش کنیم؟ به عنوان یک فیلم‌ساز سوگ‌وارم و بارها گریسته‌ام اما جشنوارۀ فیلم فجر به عنوان هویت ملی برای من مهم است و قطعا در این حضور این سوگ، همراه من است."

نویسنده این سطور خود در ایام جشنواره در پردیس ملت به تماشای فیلم‌ها نشست اگرچه غالبا چنگی به دل نمی‌زد خاصه آنها که با بودجه‌های کلان ارگان‌ها تولید شده بودند و همان هنگام در نیمۀ بهمن دربارۀ آن اختلاف نوشتم:

فارغ از آنچه کارگردان در این باره گفت می‌توان یادآور شد انگاره تقابل سینما با سوگ به چهار سبب شکل گرفته است:

نخست این که در سال‌های پیش از انقلاب و هنوز هم در مناسبت‌های مهم عزاداری مذهبی سینماها تعطیل می‌شدند و می شوند و حتی پرده سیاه بر آنها می‌پوشاندند. این در حالی است که صدا و سیما و مشخصا شبکۀ آی فیلم به پخش فیلم ادامه می‌دهند. آن پوشاندن اما به خاطر تصاویر زنان گاه نیمه برهنه در فیلمفارسی‌ها بود یا موسیقی‌های کاباره‌ای در خود فیلم‌ها ولی بعد از انقلاب که خبری از آن دو نبود هم باز این سنت ادامه یافت.

  دوم به خاطر واژۀ "جشنواره" معادل فستیوال این تلقی درگرفته که واقعا بزم و جشنی در کار است و بزن و بکوب و رقص و آواز که طبعا نسبتی با سوگ و اندوه ندارد. حال آن که جشنواره به معنی فستیوال و یک رخداد هنری ویژه است که می‌تواند به سوگ و اندوه هم بپردازد کما این که مضمون بسیاری از فیلم‌ها چنین است. اصطلاح زیبای جشنواره هم البته در سال‌های اخیر تجاری و دست‌مایه تبلیغات شده و برای رخدادهای غیر هنری هم به کار می‌رود تا جایی که برای هر نمایشگاه و حراجی عنوان جشنواره را به کار می‌برند و ما متخصص استفاده اغراق آمیز از واژه‌هاییم.

  دلیل سوم این است که جشنواره فیلم فجر حکومتی توصیف می‌شود. در این که این فستیوال تمام‌صنفی نیست و رسمی است تردیدی نیست ولی تعبیر دولتی برای آن مناسب‌تر از حکومتی است و حالا دولت پزشکیان بر سر کار است و وزارت فرهنگ اهل مدارای او نه دولت‌هایی از جنس دولت قبل یا احمدی‌نژاد که بیشتر دل در گرو  جشنواره‌های ایدیولوژیک مانند عمار داشتند یا می‌کوشیدند فجر را به سمت و سوی دیگری سوق دهند و فراموش نکرده‌ایم در سال‌ها‌ی1400 و 401 و 402 چگونه برگزار شد و نطق طنز مسؤول سینمایی در عجز از قرائت نابهنگام دعای تحویل سال را از یاد نبرده‌ایم. تفاوت دو تعبیر دولتی با حکومتی را با مقایسه روزنامه ایران با کیهان می‌توانیم متوجه شویم و نوع انعکاس حوادث اخیر در این دو روزنامه. 

  چهارم دو قطبی صدا وسیما با ایران اینترنشنال. حال آن که به روایت سوم نیاز است و با تدبیر دبیر جشنواره این امکان به نسبت و حتی المقدور فراهم آمد.

ارسال به دوستان