فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۴۵۷۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۶ - ۱۸-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۴۵۷۰
انتشار: ۱۲:۱۶ - ۱۸-۰۱-۱۴۰۵

روزنامه هیل: ایران تنها با نباختن می‌تواند آمریکا را شکست دهد

روزنامه هیل: ایران تنها با نباختن می‌تواند آمریکا را شکست دهد
به‌طور مشابه، در افغانستان، تنها چند هفته پس از آغاز عملیات «آزادی پایدار» در اواخر سال ۲۰۰۱، طالبان در حال عقب‌نشینی کامل بود. اما دو دهه بعد، همانند ویتنام، آمریکا مجبور شد افغانستان را ترک کرد. پیروزی دیگری از طریق نباختن حاصل شد.

مشاور ارشد شورای آتلانتیک در گزارشی به جنگ اخیر آمریکایی و اسرائیلی علیه ایران پرداخته و نوشته که ایران فقط و فقط با نباختن در این جنگ است که می‌تواند آمریکا را شکست دهد و اشاره دارد که در یک درگیری کلاسیک بین قدرتمند و ضعیف یا به عبارتی قدرت نظامی برتر در مقابل قدرت نظامی پایین‌تر، تاریخ همیشه به نفع قوی‌تر نبوده است.

به گزارش ایسنا، «هارلان اولمان» مشاور ارشد شورای آتلانتیک در مطلبی برای روزنامه هیل می‌نویسد: «چه داوود در سرنگونی جالوت غول‌پیکر خوش‌شانس بوده باشد و یا ماهر، نتیجه آن دوئل در طول تاریخ طنین‌انداز شده است. از زمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده اغلب به جالوتی تبدیل شده که توسط مجموعه‌ای از داوودهای نسبتا کوچک تحقیر شده و به زانو درآمده است.

در حالیکه داوود با یک شلیک به سر پیروز ‌شد، داوودهای امروزی با نباختن پیروز می‌شوند. ویتنام و افغانستان دو نمونه از شکست‌های آمریکا هستند. عراق پس از سال ۲۰۰۳ نمونه سوم است. در هر مورد اگرچه ارتش ایالات متحده به اصطلاح پیروز شده اما به دلیل هزینه هنگفت جانی و مالی، شکست خورده است.

مسیر شکست در ویتنام با به اصطلاح «نظریه دومینو» آغاز شد و عامل تکمیلی و علت آن تهدید یکپارچه کمونیسم از مسکو و پکن بود. برای کسانی که به یاد ندارند یا نمی‌دانند، این ایده به دوران دولت آیزنهاور بازمی‌گردد، زمانی که هندوچین فرانسه پس از شکست فاجعه‌بار فرانسه در «دین‌بین‌فو» در سال ۱۹۵۴ به مناطق شمالی و جنوبی تقسیم شد. تصور این بود که اگر یک کشور در آسیای جنوب شرقی به کمونیسم سقوط کند، بقیه نیز مانند دومینو پشت سر هم فرو خواهند ریخت.

پس از ترور جان اف. کندی رئیس جمهور وقت آمریکا در نوامبر ۱۹۶۳ و به قدرت رسیدن لیندون جانسون به‌عنوان فرمانده کل در جنگ ویتنام او گفت: «اگر کمونیست‌ها را در مکونگ متوقف نکنیم، باید در می‌سی‌سی‌پی با آن‌ها بجنگیم.»

ویتنام شمالی که از نظر تسلیحاتی به‌شدت ضعیف‌تر بود، چه استراتژی‌ای داشت؟ فقط یک راه؛ پیروزی از طریق نباختن. تبدیل میدان نبرد به اتاق‌های نشیمن آمریکایی‌ها؛ جایی که مردم به‌مرور از دیدن تابوت‌های سربازان آمریکایی که به خانه بازمی‌گردند و مشاهده ویرانی گسترده ویتنام توسط بمباران‌ها و قدرت آتش آمریکا خسته شوند.

این استراتژی نه‌تنها موفق شد، بلکه رئیس جمهور آمریکا را از صحنه خارج کرد و او را وادار ساخت که برای دوره دوم کاندیدا نشود. سرانجام، در سال ۱۹۷۵، آخرین آمریکایی‌ها سایگون را ترک کردند و این نشانه شکست نهایی بود.

به‌طور مشابه، در افغانستان، تنها چند هفته پس از آغاز عملیات «آزادی پایدار» در اواخر سال ۲۰۰۱، طالبان در حال عقب‌نشینی کامل بود. اما دو دهه بعد، همانند ویتنام، آمریکا مجبور شد افغانستان را ترک کرد. پیروزی دیگری از طریق نباختن حاصل شد.

جنگ عراق تا حدی متفاوت بود. ایالات متحده بر اساس ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق، حمله را ترتیب داد. تا حدی،  جورج دبلیو. بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا انگیزه‌ای آرمان‌گرایانه داشت. او معتقد بود که با دموکراتیک کردن عراق، می‌تواند خاورمیانه بزرگ از جمله عربستان سعودی را با خود همسو کند و به دنبال خود بکشاند. امتیاز دوم تامین امنیت اسرائیل بود. اما بوش پسر هم شکست خورد، زیرا طرف مقابل که عراق باشد، صرفا از باختن اجتناب کرد و هرگز تسلیم وسوسه دموکراسی نشد.

مساله امروز این است که جنگ با ایران چگونه پایان خواهد یافت. افغانستان به دلیل گسترش تدریجی عملیات شکست خورد؛ هدف اولیه، یعنی به دام انداختن اسامه بن‌لادن، جای خود را به تلاش‌های بی‌ثمر برای دموکراتیک کردن یک جامعه قبیله‌ای داد. عراق نیز به دلیل نادرست بودن دلایل جنگ یعنی سلاح‌های کشتار جمعی و دموکراتیزه کردن به شکست انجامید. جنگ با ایران نیز با قضاوت‌های اشتباه مشابهی روبروست. نخست، ادعای نادرست نزدیک بودن ایران به ساخت سلاح هسته‌ای و موشک‌های دوربرد برای رسیدن به آمریکا.

این نگرانی محدود به دولت ترامپ نبود. در طول ۱۲ سال دولت‌های اوباما-بایدن نیز درباره توان هسته‌ای ایران نگرانی وجود داشت. اما باراک اوباما توانست توافق هسته‌ای را برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای برقرار کند. ترامپ آن توافق را لغو کرد، اما در همکاری با اسرائیل مدعی شد در عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن ۲۰۲۵، توان هسته‌ای ایران را «نابود» کرده است.

اکنون، پنج هفته پس از آغاز جنگ، آمریکا و اسرائیل مدعی‌اند نیروی هوایی و دریایی ایران و تا حدی توان موشکی و پهپادی آن را از بین برده‌اند. اما معیار موفقیت ایران تعداد کشتی‌ها یا هواپیماهای نابودشده نیست، بلکه قیمت بنزین و شاخص‌های داوجونز و نَزدَک است.

حتی اگر ترامپ ایران را مانند ویتنام شمالی به‌طور کامل ویران کند، چه کسی واقعا پیروز خواهد بود؟ پیش‌بینی پایان این جنگ غیرممکن است. اما اگر تاریخ رایی داشته باشد، ترامپ باید نگران باشد. پیروزی از طریق نباختن، اغلب نتیجه می‌دهد.»

برچسب ها: آمریکا ، ایران ، جنگ
ارسال به دوستان
بنزین در کالیفرنیا گالنی ۶ دلار شد بازگشت پرواز آمریکا - ونزوئلا بعد از 7 سال تقسیم عادلانه کارهای خانه بدون بگومگو: استراتژی‌های کاربردی برای زوجین روایت معاون دفتر رهبری از چگونگی نجات آیت‌ الله مجتبی خامنه‌ای از انفجار باهنر: برد موشک‌های ایران به کمتر از همان ۲۲۰۰ کیلومتر نخواهد رسید و این قابل مذاکره نیست مشاور وزیر: وزارت ارتباطات مجوزی برای اینترنت پرو صادر نکرده است رایزنی ایران و روسیه در زمینه هسته‌ای چراغ سبز سنا به تداوم جنگ در ایران ۴ گزینه‌ ترامپ برای ادامه جنگ با ایران ارائه طرح «ضربه نهایی» به ایران در جلسه فوق‌محرمانه فرمانده سنتکام با ترامپ سازمان ملل: هزینه جنگ علیه ایران برابر با کمک به ۸۷ میلیون نفر است اسپانیا کاردار سفارت اسرائیل را احضار کرد ایروانی: بحرین، عربستان، امارات، اردن، کویت و قطر جبران کامل خسارات وارده به ایران را بر عهده گیرند وزیر دارایی آمریکا : ترامپ به من گفته فشارهای اقتصادی به ایران را بیشتر کنم کارگران بیکار و فقرزده اند؛ چرا دولت دست خود را از جیب «کارگر» بیرون نمی‌آورد؟