روانشناس تربیتی و مدیر نخستین مؤسسه فوقتخصصی روانشناسی گفت: غرقشدن در اخبار ناگوار و گرفتارشدن در گذشته و آینده، تابآوری را از بین میبرد و فضای خانواده را به سمت تنش و تعارض میبرد.
معصومه حاتمی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در روزهای دشوار پس از بحران، مهمترین مداخله روانشناختی جلوگیری از تبدیل استرس به تعارض است. ذهن ما این روزها مدام یا در گذشته میماند و میپرسد چرا این اتفاق افتاد، یا در آینده میچرخد که چه خواهد شد؛ در حالی که این سرگردانی تابآوری را از بین میبرد.
وی با بیان اینکه غرق شدن در اخبار ناگوار ما را از لحظه حال خارج میکند، افزود: در روانشناسی میگوییم به جای گمشدن در دایره نگرانی، وارد دایره کنترل شوید؛ یعنی روتینهای شخصی را دوباره بسازید؛ ساعت خواب، بیداری، ورزش و جریان طبیعی زندگی باید بازگردد. اخبار را باید هوشمندانه مدیریت کرد. من بارها دیدهام فردی مدام بین شبکههای مختلف میچرخد و همین تنوع ورودیهای منفی، ذهن را آشفتهتر میکند.
این روانشناس تربیتی بیان کرد: در این روزها باید بیشتر در جمع امن آدمهایی قرار بگیریم که حالمان را خوب میکنند. بودن کنار افراد مضطرب، اضطراب را تشدید میکند، اما آدمهای امیدوار و متمرکز بر تواناییها میتوانند ما را سرپا نگه دارند.
حاتمی یکی از راههای اصلی عبور از بحران را انجام «کارهای کوچکِ آرامبخش» توصیف کرد و گفت: گاهی آبیاری گلها، پختن یک غذای تازه، زنگزدن به یک عزیز یا ارسال یک پیامک محبتآمیز همان معنا درمانی است. معنا درمانی یعنی دادن معنا به زندگی؛ یعنی نگذاریم رنجها ما را از معنا تهی کنند.
وی با اشاره به نظریه ویکتور فرانکل افزود: فرانکل میگوید از دلِ تاریکترین روزها میتواند امید بیرون بیاید. درد و رنج همیشه به معنای سقوط نیست؛ گاه باعث رشد میشود. من در اتاق درمان میبینم افرادی که سالها با خواهر یا برادرشان قهر بودند، با دیدن شرایط جنگ به ارزش رابطه پی بردهاند. یا زنانی که میگفتند از همسرشان دلزدهاند، حالا وقتی میبینند مرد خانواده برای امنیت خانه تلاش میکند، نگاهشان تغییر کرده است.
این روانشناس تربیتی ادامه داد: در وجود همه ما مجموعهای از منهای مختلف وجود دارد؛ منِ افسرده، منِ عصبی، منِ مضطرب، منِ امیدوار، منِ شاد، منِ ظالم یا حتی مظلوم. پژوهشها میگویند هر کدام که بیشتر تغذیه شود، همان پیروز میشود. اگر بیتحرک بمانیم، از رختخواب بیرون نیاییم و مراقبت از خود را رها کنیم، منِ افسرده را غذا میدهیم. اگر مدام اخبار منفی ببینیم، منِ مضطرب را تغذیه میکنیم، اما حمامکردن، لباس مرتب پوشیدن، آبدادن به گلها، گوشدادن به موسیقی خوب، توکل، دعا و کار خیر، منِ شاد را رشد میدهد.
حاتمی افزود: این روزها کنترل ورودی ذهن بسیار مهم است. همانطور که با کنترل تلویزیون کانالها را عوض میکنیم، سبک زندگی ما نیز کنترلکننده ورودیهای ذهنی است. این روزها هر کس بین دو مسیر قرار میگیرد؛ مسیر رشد و صعود یا مسیر سقوط. من در مطب میبینم کسانی که منِ رشدیافته را تغذیه کردهاند به همدلی، همسفری و همسایگی روی آوردهاند؛ برای سالمندان غذا میبرند یا گلهای همسایه را آب میدهند. این همان روحیه همکاری و همدردی است.
وی درباره الگوی ارتباطی میان سرپرست خانواده و اعضا در شرایط بیکاری و فشار اقتصادی گفت: اضطراب معمولاً صبحها خودش را نشان میدهد؛ تنش، دلشوره و بیقراری که در این روزها منشأ بیرونی هم دارد؛ اقتصاد نابسامان، اهداف معلق، نگرانی از آینده و افزایش هورمون کورتیزول. اولین اقدام، اصلاح روتین خواب و تغذیه است؛ چون این دو مستقیماً استرس را کاهش میدهند.
این روانشناس تربیتی اضافه کرد: اگر میدانیم همسرمان شرایط اقتصادی سختی دارد، نباید با درخواستهای متعدد فشار را بیشتر کنیم. کمی سازگاری لازم است. گاهی یک جمله ساده مثل نگران نباش، من هستم؛ کنارتم؛ روزهای خوب میرسد، بسیار اثرگذار است. لمس، بغلکردن، بوسیدن، بازکردن پنجرهها و نفسکشیدن در هوای تازه همگی به کاهش اضطراب همسر یا فرزند کمک میکند. همراهی با فرد مضطرب، خودش یک مداخله درمانی است.
حاتمی با اشاره به محدودیت منابع مالی خانوادهها، مهارتهای افزایش تابآوری کمهزینه را چنین توضیح داد: در بحرانهایی مثل جنگ یا زلزله، سیستم عصبی انسان در حالت فریز قرار میگیرد و وارد حالت بقا میشود؛ یعنی ذهن به سمت ذخیرهسازی و احتیاط میرود، بنابراین باید از خریدهای غیرضروری و بریز و بپاشها پرهیز کرد.
وی افزود: دورهمیها بسیار تأثیرگذارند، چون امنیت جمعی را فعال میکنند، اما باید ساده باشند. همین دورهمی ساده مغز را از حالت بقا خارج میکند؛ چون صداها، خندهها و تصاویر تازه، پیام امنیت میدهند.
مدیر نخستین مؤسسه فوقتخصصی روانشناسی کشور تأکید کرد: بیرون رفتن نیز میتواند مغز را از فریزشدگی خارج کند، اما اگر همراه با هزینه و خرید نالازم باشد، کارکردش را از دست میدهد. لازم نیست مهمانی با چند نوع میوه یا غذای مفصل باشد. مهم ارتباط است، نه تجملات.