روزنامه شرق نوشت: بیش از ۴۰ روز و هزار ساعت از قطع اینترنت در ایران میگذرد. حالا دیگر قطع اینترنت به اعدادی تبدیل شدهاند که کش میآیند و فقط به شمارههایشان اضافه میشود.
هفته گذشته سخنگوی دولت مانند بیش از یک سال گذشته اعلام کرد: «دولت پیگیر دسترسی آزاد به اینترنت است، اما شرایط جنگی است».
در این ۴۴ روز گذشته از قطعی اینترنت یکی از دلایل اصلی این تصمیم، به صورت غیرمستقیم جلوگیری از ارسال عکس و ویدئو از مکانهای مورد حمله دشمنان و به خطر افتادن امنیت بیشتر مکانها و افراد اعلام شده است؛ اما بهتازگی مشخص شده این تصمیم دلیل دیگری هم دارد.
براساس روایت معاون سیاستگذاری وزارت ارتباطات که شب بیستویکم فروردینماه به صداوسیما رفته بود، گویا دلیل اصلی قطعی اینترنت جلوگیری از «حملات سایبری» است.
احسان چیتساز با حضور در یک برنامه تلویزیونی گفته است: «بخشی از محدودیت در ارتباطات بینالملل، ناشی از نگرانی درباره حملات سایبری بود که درعینحال، به حفظ پایداری ارتباطات داخلی کمک کرد».
بهجز این اظهارنظر، هفدهم فروردین هم چیتساز در یک اظهارنظر دیگر اعلام کرده بود: «با اتصال مجدد به ارتباطات بینالمللی، شبکه کشور در معرض حجم بالایی از حملات سایبری قرار میگیرد و لازم است برنامهای دقیق برای صیانت از دادههای حساس کشور طراحی و اجرا شود».
این اظهارات یک مقام رسمی در وزارت ارتباطات روی آنتن زنده تلویزیونی در حالی مطرح میشود که در بیش از یک دهه گذشته مقامات مختلف ایران از وزیران ارتباطات گرفته تا رئیس سازمان پدافند غیرعامل و نمایندگان مجلس و… بارها از تقویت و توسعه توان دفاع سایبری کشور، توسعه شبکه ملی اطلاعات و کارکرد مثبت سامانههایی بومی مانند «دژفا» بهعنوان سپر امنیتی فضای مجازی سخن گفتهاند.
اگرچه کارشناسان قطع اینترنت به بهانه برقراری امنیت سایبری را رد میکنند و با ارائه دادههای قابل اتکا تأکید میکنند که قطع اینترنت امنیت سایبری را بیشتر به خطر میاندازد، اما سؤال اصلی این است که اگر اینترنت برای برقراری امنیت سایبری قطع شده است، چطور برخی مسئولان به دنبال ارائه اینترنت پرو سازمانی و شخصی از طریق اپراتورهای ارتباطی کشور هستند؟
تیرماه سال ۱۳۹۸ بود که برخی رسانههای آمریکایی اعلام کردند حملات سایبری علیه ایران از سوی آمریکا انجام شده و توانستهاند سیستمهای کامپیوتری کنترل حملات موشکی و راکتی سپاه پاسداران را با موفقیت از کار بیندازند. همان زمان این خبر از سوی جمهوری اسلامی تکذیب شد و محمدجواد آذریجهرمی، وزیر ارتباطات دولت دوازدهم، در توییتی ضمن تأیید این حملات گفته بود که سامانه «دژفا» جلوی این حملات ایستاده؛ سامانهای که چند ماه قبل یعنی ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ همزمان با روز حهانی ارتباطات به شکل عمومی از آن رونمایی شد.
آن زمان اعلام شده بود «دژفا» یک طرح امنیتی جامع از انواع سامانههای امنیتی است که بخش عظیمی از تهدیدات موجود در شبکهها بهویژه شبکه ملی اطلاعات را شناسایی و با آن مقابله میکند. در آن زمان تأکید شده بود که این سامانهها صرفا برای شناسایی و مقابله با تهدیدات شبکه ملی اطلاعات نیست و میتواند تهدیدات زیرساختها، محیط وب، غیر وب (تجهیزات)، تلفن همراه، تجهیزات حوزه صنعت و دیگر موارد را شناسایی کرده و با آنها مقابله کند. در مراسم رونمایی از «دژفا» جهرمی از ۳۰ برابر شدن توان دفاع سایبری کشور به کمک این سامانه خبر داده بود.
بهجز این اظهارنظر، تاکنون خبرهای مختلفی از مقامات گوناگون وزارت ارتباطات از دولتهای نهم تاکنون در مورد تقویت ساختار دفاع سایبری کشور شنیده شده است. از سامانههای بومی گوناگونی برای مقابله با حملات DDoS و تهدیدات زیرساختی رونمایی شده یا برخی مقامات سازمان پدافند غیرعامل گفتهاند ایران در زمره قدرتهای سایبری منطقه است و در برخی اظهارات، حتی از ایران بهعنوان «یکی از قدرتهای برتر سایبری جهان» یاد شده است. آنچه از این ادبیات در این سالها برمیآید، این است که این زیرساختها قرار بود نقش «سپر چندلایه دفاع سایبری» را ایفا کنند؛ سپری که بتواند از زیرساختهای حیاتی در برابر حملات گسترده محافظت کند.
حالا سؤال این است که چرا این سامانهها و طرحهای گوناگونی که برای دفاع از امنیت سایبری کشور با بودجههای میلیاردی توسعه داده شدهاند، حالا نمیتواند با حملات سایبری مقابله کند تا اینترنت قطع نشود و به دنبال آن خسارت میلیاردی به مردم و کسبوکارها وارد نشود. برای دریافت جواب این سؤال بارها با وزارت ارتباطات تماس گرفتیم، اما تا لحظه نگارش این گزارش هیچکدام از مسئولان این وزارتخانه پاسخگو نبودند.
هنوز آمار رسمی از میزان حملات سایبری پس از جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا که حالا در مرحله آتشبس قرار دارد، منتشر نشده، اما نهم دیماه ۱۴۰۴ درست چند روز قبل از اینکه اینترنت در دی ۱۴۰۴ برای ۲۰ روز قطع شود، بهزاد اکبری، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، در توییتی خبر داد که توانستهاند یکی از بزرگترین حملات سایبری به زیرساختهای کشور را خنثی کنند.
او در این توییت نوشت: «یکی از ۱۲ حمله بزرگ DDoS جهان را که بیش از ۷۲۰ میلیون بسته در ثانیه بود، خنثی کردیم». پیشتر از این اتفاق شرکت ارتباطات زیرساخت در گزارشی که مرداد گذشته منتشر کرد، خبر داد که در فصل بهار ۱۴۰۴، میانگین حملات روزانه دوهزارو ۳۱۳ حمله بوده است.
طبق این گزارش درگاه برخط خدمات عمومی و دولتی بیشترین مقاصد برای حمله سایبری بودهاند. مبدأ اصلی این حملات از ۱۰ کشور بوده که در رأس آنها مجارستان، آلمان و اسپانیا قرار داشتند. در نسخه دیگر همین گزارش در پاییز ۱۴۰۳ نیز نشان میداد که در این مدت میانگین حملات روزانه به زیرساختهای کشور ۶۳۵ مورد بوده، میانگین حجم حملات ۳۶.۴ گیگابایت بر ثانیه گزارش شده و مجموع حملات مقابلهشده نیز ۵۷هزارو ۲۱۸ مورد بوده است. چهار دقیقه و ۳۷ ثانیه میانگین مدتزمانی است که برای این حملهها اعلام شده است. طولانیترین حمله انجامشده در پاییز امسال چهار روز و ۹ ساعت و ۵۰ دقیقه بوده است. با این وضعیت و آمارها شاید بیراه نباشد که معاون وزیر ارتباطات بگوید اینترنت به خاطر جلوگیری از حملات سایبری قطع شده است.
فعالان صنفی و بخش خصوصی که سالها در حوزه امنیت سایبری فعالیت میکنند، در مواجهه با این سؤال که آیا با وجود برنامهها، قوانین، طرحها، سامانههای مختلف، اختصاص بودجههای کلان و… با هدف توسعه امنیت سایبری کشور، باید برای جلوگیری از حملات سایبری اینترنت کشور قطع شود، پاسخی ندارند. آنها بر این باورند که مشکل کشور در بخش امنیت سایبری مدیریت غیراستاندارد است.
یک فعال صنفی که تمایلی به اعلام نامش ندارد، از «تناقض در سیاستگذاری سایبری»، انتقاد میکند؛ تناقضی که به گفته او، از یک سو به محدودسازی سراسری دسترسی انجامیده و از سوی دیگر، مسیرهای دسترسی به خرید فیلترشکنهای میلیونی را همچنان باز گذاشته است.
به گفته این فعال صنفی، تصور اینکه بتوان با راهکارهای ساده یا اقدامات مقطعی از بروز تهدیدات سایبری جلوگیری کرد، نگاهی سادهانگارانه است: «در حوزه سایبری، وجود آسیبپذیری یک امر قطعی است. حتی ممکن است در همین لحظه، نقاط ضعفی وجود داشته باشد که هنوز شناسایی نشدهاند. اتفاقا نگرانی اصلی هم همین بخشهای پنهان و ناشناخته است که ممکن است در شرایط بحرانی خود را نشان دهند».
با این حال، او تأکید میکند آنچه امروز بیش از خود تهدیدات، محل نقد است، «نحوه مدیریت شرایط» است: «وقتی از استاندارد صحبت میکنیم، منظور استانداردهای مدیریت امنیت اطلاعات است؛ یعنی مدیریت بحران بهگونهای که کمترین آسیب وارد شود. در چنین شرایطی، حداقل انتظار بخش خصوصی این است که سطح مشخصی از دسترسی داشته باشد تا بتواند بهروزرسانی انجام دهد، پشتیبانی ارائه کند و آسیبپذیریها را شناسایی و برطرف کند. راهحل، قطع کامل دسترسی نیست».
این فعال صنفی در ادامه به یکی از مهمترین تناقضهای موجود اشاره میکند: «از یک سو گفته میشود اینترنت به دلیل مسائل امنیتی محدود شده، اما از سوی دیگر، دسترسی از طریق برخی ویپیانهای پولی که رقمشان به میلیونها تومان میرسد همچنان برقرار است. از سوی دیگر مسئولان از راهاندازی اینترنت پرو صحبت میکنند که به کسبوکارها و برخی افراد با دسترسی ویژه داده شود. اگر موضوع امنیت است، این تفاوت در دسترسی چگونه توجیه میشود؟ آیا تهدیدات سایبری با پرداخت هزینه برطرف میشوند؟».
این فعال حوزه فناوری اطلاعات همچنین به محدودیتهای فنی ایجادشده برای فعالان این حوزه اشاره میکند و میگوید: «در شرایط فعلی، بسیاری از اقدامات ضروری مانند بهروزرسانی سیستمها، اعمال پچهای امنیتی و بررسی آسیبپذیریها با محدودیت مواجه شده است. این در حالی است که چنین اقداماتی، حداقلهای مدیریت امنیت محسوب میشوند. پرسش اینجاست که چرا این دسترسیها فراهم نمیشود؟».
به گفته او، در بسیاری از کشورها ابزارهایی مانند «کلید قطع» (Kill Switch) وجود دارد، اما استفاده از آنها معمولا موقت، مدیریتشده و متناسب با سطح دسترسی گروههای مختلف است: «اینطور نیست که دسترسی برای همه و بهصورت طولانیمدت قطع شود، بلکه سیاستها بهگونهای تنظیم میشوند که هم امنیت حفظ شود و هم خدمات حیاتی مختل نشود».
این فعال صنفی با اشاره به ساختار تصمیمگیری در این حوزه، اعلام میکند: «بسیاری از تصمیمات در سطحی اتخاذ میشود که عملا امکان گفتوگوی مستقیم یا حتی اظهارنظر رسمی درباره آن برای فعالان این حوزه وجود ندارد. حتی افرادی که در بدنه فعالیت میکنند نیز در مواردی با این شرایط همنظر هستند، اما سطح تصمیمگیری در جای دیگری است».
در حالی که گروهی در بدنه تصمیمگیر، دسترسی مردم و کسبوکارها را به اینترنت قطع کردهاند تا آنطور که میگویند امنیت در بخش سایبری حفظ شود، اما برخی مدیران و کارشناسان معتقدند قطع اینترنت نهتنها به ایجاد امنیت در فضای سایبری کمک نمیکند، بلکه شرایط را پیچیدهتر خواهد کرد.
محمدرضا مستمع، مدیرعامل شرکت شرکت راسپینا نت پارس، تأکید میکند قطع اینترنت لزوما به جلوگیری از حملات سایبری کمک نمیکند.
او با اشاره به نمونههای از سازمانها و بانکهایی که در دوران قطع اینترنت هک شدهاند، میگوید: «بانک سپه سال گذشته حداقل چهار بار هک شده است. یک بار در بهار ۱۴۰۳، یک بار در جنگ ۱۲روزه و یک بار هم در جنگ فعلی. در مقابل، این بانک هیچوقت نه به مشتری خود و نه به نهاد ناظر پاسخگو نبوده که علت هک چه بوده است. همینعدم پاسخگویی باعث میشود سیستم توسعه امنیت سایبری کشور بهدرستی صورت نگیرد».
آنطور که او میگوید در شرایط فعلی فقط یک نهاد تصمیم میگیرد و حتی بخشهایی که در این زمینه فعال شدهاند تا به برقراری امنیت سایبری کمک کنند، ازجمله مرکز افتا از تصمیمگیری و اتفاقات باخبر نیستند.
او در پاسخ به این سؤال که چرا با وجود بارها هشدار که قطع اینترنت راهحل مناسبی برای جلوگیری از اتفاقات نیست، دلیل این شرایط را نبود دانش تخصصی در سطح تصمیمگیری میداند و تصریح میکند: «واقعبینانه اگر نگاه کنیم، این تصمیمها ناشی از کمبود دانش در این حوزه است. قبلا همزمان شاهد رشد کسبوکارهایی بودیم و قطع کامل اینترنت، جز در موارد خاص مانند حوادث آبان ۹۸، اتفاق نیفتاد و این افراد سعی داشتند با تلاش و گفتوگو مستمر جلوی محدودیتها را بگیرند».
از سوی دیگر او در پاسخ به این پرسش که چرا اینترنت برای برقراری امنیت سایبری قطع میشود، اما از سوی دیگر صحبت از ارائه اینترنت پرو (اینترنت بدون فیلتر) میشود، اینگونه توضیح میدهد: «این رویکرد نشاندهنده اولویتبندی نادرست است. مشخص است مشکل اینترنت نیست. در عمل، به نظر میرسد اولویت به فعالیتهای خاص داده میشود، در حالی که کسبوکارهایی که بر بستر اینترنت شکل گرفتهاند و میتوانند ارزشآفرینی کنند، از دسترسی به اینترنت هنوز محروم هستند. به نظر میرسد تصمیم بر این است فعلا در این بازه عدهای که تأیید میشوند اینترنت داشته باشند».
آنطور که او میگوید، با وجود این ادعا مبنی بر ارائه اینترنت بدون فیلتر به کسبوکارها، هنوز کسبوکارهای عضو سازمان نظام صنفی رایانهای به اینترنت دسترسی ندارند و مشخص نیست واقعا اینترنت پرو قرار است به چه کسانی ارائه شود.
اینترنت در حالی در ایران به دلایلی ازجمله جلوگیری از حملات سایبری ۴۴ روز قطع شده که کشورهای همسایه درگیر در جنگ ایران با اسرائیل و آمریکا یا اوکراینی که از سال ۲۰۲۲ با روسیه در جنگ است، اینترنتشان را حتی برای یک روز قطع نکردند. بررسی تجربه کشورهایی که در شرایط جنگ یا بحران امنیتی قرار دارند، الگوی متفاوتی از مدیریت اینترنت را نشان میدهد:
اوکراین: از سال ۲۰۲۲ درگیر جنگ با روسیه است. اینترنت سراسری هرگز قطع نشده. از استارلینک، کلاد و همکاری با شرکتهای فناوری جهانی استفاده بهره برده. تمرکز بر «تابآوری سایبری» بهجای قطع ارتباطات بوده است.
لبنان: با وجود حملات و تنشهای امنیتی. قطع سراسری اینترنت گزارش نشده.
در مقابل این الگوها، در ایران در دورههای مختلف و بهویژه در بحران اخیر: اینترنت بهصورت گسترده محدود یا قطع شده. ارتباطات بینالملل با اختلال جدی مواجه شده. و همزمان، محدودیتهای گزینشی نیز اعمال شده است.
این در حالی است که برخی گزارشها نشان میدهد بخشی از کاهش حملات سایبری در دورههای خاص، ناشی از کاهش سطح اتصال به اینترنت جهانی بوده است.
آنچه از کنار هم قرار گرفتن اظهارات رسمی، دادههای حملات و تجربه فعالان حوزه فناوری اطلاعات به دست میآید، یک شکاف روشن است: از یک سو، روایت رسمی بر «قدرت سایبری، دژفا و تابآوری شبکه ملی اطلاعات» تأکید دارد و از سوی دیگر، در مواجهه با بحران، همچنان «قطع یا محدودسازی اینترنت» بهعنوان ابزار اصلی مدیریت به کار گرفته میشود. مسئله اصلی در وضعیت فعلی اینترنت ایران، صرفا میزان حملات سایبری یا شدت تهدیدات نیست، بلکه نحوه مواجهه با این تهدیدات است.
در حالیکه جهان به سمت افزایش تابآوری، همکاری بینالمللی و حفظ اتصال در شرایط بحران حرکت کرده، تجربه ایران نشان میدهد هنوز «قطع ارتباط» یکی از اصلیترین ابزارهای مدیریت بحران سایبری باقی مانده است. این شکاف میان «ادعای قدرت سایبری» و «وابستگی به محدودسازی ارتباطات»، نقطهای است که به گفته فعالان این حوزه، اگر بازتعریف نشود، هر بحران جدید فقط آن را عمیقتر خواهد کرد.