عصر ایران، علی بهاری - «او با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بیقلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بیاستثناء آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت میگرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست.(آیت الله خمینی - 1360)»
وقتی مرجع تقلیدی بلندپایه اینچنین بر کتابهای یک شخصیت مهر تأیید میزند، حتماً ویژگیهای خاصی او را از دیگر عالمان متمایز کرده است. در این چند نکته به برخی ابعاد شخصیتی شهید بزرگوار، مرتضی مطهری میپردازیم.
۱. شهید مطهری خوشتقریر بود. وقتی میخواست اندیشهای را رد کند، ابتدا آن را با بیانی روشن و روان تقریر میکرد و سپس به نقد آن میپرداخت. «تقریر روان» هنری گرانبهاست که همه عالمان از آن بهرهمند نیستند. فراواناند دانشمندانی که سرشار از علماند، اما در انتقال آن به دیگران ناتواناند. مطهری نهتنها اندیشههای خود، بلکه افکار رقیبان و مخالفان را گاه بهتر از خودشان میفهمید و بیان میکرد. این بیانِ روان و قابلفهم، یکی از دلایل ارتباط مؤثر او با نخبگان و تودههای مردم بود.
۲. تلاش خستگیناپذیر، ویژگی دیگر این استاد شهید بود. او گاه برای فهم یا نقد یک اندیشه، زمان زیادی صرف میکرد. از یک استاد فلسفه شنیدم که او برای فهم دقیق فلسفه «دیوید هیوم» به سراغ یک هیومشناس برجسته رفت. آن شخص به شهید مطهری گفته بود که تنها عصر جمعه، وقتی با سگش برای پیادهروی به پارک میرود، وقت دارد! مطهری هم این شرط را پذیرفت. او برای فهم درست اندیشه هیوم با این مرد در پارک همراه میشد و زحمت را به جان میخرید تا بتواند مسلط و آگاه، فلسفه او را نقد کند.
۳. جامعیت علمی، دیگر ویژگی بارز اوست. مطهری در فلسفه و تفسیر شاگردی علامه طباطبایی را کرد و در فقه و اصول، در کلاس درس امام خمینی و حضرت آیتالله بروجردی (ره) حاضر شد. او در کنار فقه، اصول، فلسفه و تفسیر، از تاریخ، اقتصاد و جامعهشناسی نیز تا حدی مطلع بود. ارجاعات و پاورقیهای کتابهایش نشان میدهد که مکرراً به کتابهای مرتبط با این علوم مراجعه میکرده است. هرچند او به زبان انگلیسی مسلط نبود، اما جدیدترین ترجمههای مربوط به کارش را تهیه و مطالعه میکرد.
۴. به گمان نویسنده، ویژگی اصلی مطهری، دفاع تمامقد و همهجانبه او از اسلام بود. مرتضی مطهری تسلط خود بر علوم مختلف اسلامی و آشنایاش با علوم انسانی را در خطابههای متکلمانه به کار میگرفت؛ تا جایی که برخی او را مؤسس «کلام جدید شیعی» میدانند. وقتی دید در باب تقابل تاریخی ایران و اسلام، پرسشهایی میان مردم رسوخ کرده، «خدمات متقابل اسلام و ایران» را نوشت و آنگاه که حس کرد برخی نخبگان، آزادیهای جنسی مغربزمین را میستایند، «اخلاق جنسی در اسلام و غرب» را تألیف کرد. مطهری در دفاع از اسلام حد و مرزی نمیشناخت و هر جا نقدی به دین وارد میشد، بهسرعت در صحنه حاضر میشد.
5. مطهری علاوه بر جد و جهد علمی، اهل عبادت بود. شخصیتهایی چون مطهری که بعد علمیشان برای جامعه برجسته است، معمولا بعد معنویشان چندان برجسته نمیشود. همحجرهای ایشان در ایام طلبگی، مرحوم آیتالله حسینعلی منتظری، در بیان خاطرات دوران حجرهنشینی، اهتمام دائم شهید مطهری به نماز شب را یادآوری میکند.
6. افزون بر شبزندهداری، شهید مطهری انسانی بهشدت وظیفهمدار بود. برای او شأن و جایگاه ظاهری اهمیتی نداشت؛ هر جا تشخیص میداد باید برای اسلام کاری کند، وارد میدان میشد و از ملامت سرزنشگران نمیهراسید. نمونه بارز اتصاف به این خلق، نگارش کتاب «داستان راستان» است. خود ایشان نقل میکند که پس از نوشتن این کتاب، برخی فضلا انتقاد کردند که داستاننویسی در شأن شما نیست؛ اما او در پاسخ گفته بود: «مگر چه عیبی دارد؟ من با نوشتن این داستانها هدفی را دنبال میکنم.»
برخی مانند مطهری خالصانه و بیتوجه به عناوین، تنها در پی برداشتن باری از دوش جامعه و انجام وظیفهاند و بعضی دیگر هم اگر عناوین پرطمطراقی چون دکتر، مهندس، علامه یا آیتالله پیشوند نامشان نباشد، از انجام رسالت خود سرباز میزنند و دعوتها را رد میکنند.