عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- اگر بالای ۳۰ سال دارید و احساس میکنید آن شور و اعتمادبهنفس همیشگیتان را از دست دادهاید، تنها نیستید و مشکلی در شما وجود ندارد. شما «از رده خارج» نیستید. شما در حال تجربه یک تغییر زیستشناختیِ قابلپیشبینی هستید – تغییراتی که بهندرت دربارهشان صحبت میشود.
طبق دادههای جدید وزارت آموزش بریتانیا، اوج اعتمادبهنفس شغلی در ۲۵ سالگی است.
پس از آن، تا یک دهه، این اعتمادبهنفس بهآرامی کاهش مییابد. وقتی به اواخر دهه ۳۰ میرسیم، بیش از نیمی از افراد بالغ اعتراف میکنند که برای یادگیری مهارت جدید «خیلی پیر شدهاند».
اما نکته شگفتانگیز اینجاست: مغز شما تحلیل نرفته؛ فقط نحوه ساختن اعتمادبهنفس را تغییر داده است.
«این راهنما را مثل یک جلسه خصوصی و بیحاشیه با یک متخصص علوم اعصاب بخوانید. مختصر، علمی و بدون وقت تلف کردن.
در ایجا متوجه می شویم که چرا این اتفاق میافتد و چگونه می توانیم با یک پروتکل عملی، اعتمادبهنفس پایدار بعد از ۳۰ را از نو بسازیم.»

معمولاً افت اعتمادبهنفس را به «سندرم ایمپاستر» احساس خودویرانگری نسبت میدهیم. اینکه فکر می کنید ناکامل و بی کفایت هستید یا به قدر کافی شانس نیاورده اید یا از همه بدتر دیگر گذشت و وقت زیادی باقی نمانده است!
واقعا این طور نیست. علم و تحقیقات و پژوهش ها قویاً در رد این افکار در دهه سی زندگی متف القولند.
اما مشکل بعد از ۳۰ سالگی، چیزی دیگر است: نوروپلاستیسیتی (انعطافپذیری عصبی) و تحلیلرفتگی ایگو.
در دهه ۲۰ زندگی، اعتمادبهنفس از عمل کردن میآمد: ترفیع گرفتی، قرارداد را بستی، فلان مدل لباس را پوشیدی.
ولی از ۳۰ سالگی به بعد، مغز شما شروع به سنجش «ظرفیت بالقوه» در برابر «واقعیت موجود» میکند.
مطالعه ای معتبر در سال ۲۰۲۳ که روی ۱۷,۴۱۵ نفر انجام شد، نشان داد که خودکارآمدی بالا (اعتماد به تواناییهای خود) مستقیماً با کارکرد شناختی بهتر از ۳۰ سالگی به بعد مرتبط است.
در مقابل، کسانی که اعتمادبهنفس نوسانی داشتند، کاهش قابلاندازهگیری در حافظه و سرعت پردازش مغز نشان دادند.
نتیجه مهم: مغز شما برای عملکرد فیزیکی سالم، به اعتمادبهنفس نیاز دارد. اگر اعتمادبهنفس را از دست بدهید، فقط غمگین نمیشوید – بلکه کندتر هم عمل میکنید.
روانشناس «ایوا کوبیلیوته» میگوید با افزایش سن، تحمل ما برای «تازهکار بودن» به صفر میرسد.
از ناتوانی و خطا بیزاریم، چون آمیگدال (مرکز استرس مغز) ما طی دهها سال تخصص و مهارت، سیمکشی شده که همیشه بداند چه کند.
وقتی در ۳۷ سالگی میخواهیم کاری جدید یاد بگیریم، مغزمان کورتیزول آزاد میکند، انگار در خطر جسمی واقعی هستیم.
فرض کنید یک مهندس یا حسابدار ۳۸ ساله هستید که میخواهید وارد حوزه بازاریابی دیجیتال شوید. یک اشتباه کوچک در کمپین تبلیغاتی، احساسی معادل «ننگ حرفهای» در شما ایجاد میکند – در حالی که یک نفر ۲۴ ساله همان اشتباه را «قسمتی از فرایند یادگیری» میبیند.
بعد از ۳۰ سالگی، stakes (شرطها) واقعیاند: شغلی داریم که حقوق مان از آن تأمین میشود، شاید وام مسکن، شاید خانواده، و اعتباری که باید حفظ کنیم.
محققان دانشکده کسبوکار NDSU میگویند ترس اصلی از شکست نیست – ترس از از دست دادن هویت است. ما نمیگوییم «نمیتوانم یاد بگیرم»؛ میگوییم «من اصلاً آدم ی اهل فناوری نیستم». با این جمله از خودمان محافظت میکنیم.
خیلی از متخصصان مجرب تهران یا اصفهان، بهرغم تسلط بالا، از یادگیری زبان تخصصی برای مهاجرت یا مسلط شدن به ابزارهای هوش مصنوعی طفره میروند.
دلیل واقعی: ترس از این که «اگر در این زمینه تازهکار باشم، دیگر آن متخصص قابلاحترام قبلی نیستم».

شما نمیتوانید با روشهای دهه ۲۰ زندگی (۸۰ ساعت کار در هفته یا انرژیزا زدن) اعتمادبهنفس را برگردانید.
ما به روشهای درجهیکِ مخصوص افراد بالای ۳۰ نیاز داریم.
پروفسور استیو پیترز (نویسنده کتاب The Chimp Paradox) توضیح میدهد که بعد از ۳۰ سالگی، توانایی خود را بر اساس موفقیتهای گذشته میسنجیم، نه پتانسیل آینده.
حکم دبیرستان را به جلسه هیئت مدیره میبریم.این یعنی چه؟
بگذارید ساده تر بگوییم:یعنی ما عادت داریم توانایی امروزمان را با موفقیتهای ۱۰ سال پیش بسنجیم.
مثلاً فکر میکنیم چون در دبیرستان در ریاضی ضعیف بودیم، پس الآن هم نمیتوانیم تحلیل داده یاد بگیریم.
غافل از این که مغزمان عوض شده، تجربهمان بیشتر شده و آن حکم قدیمی دیگر اعتبار ندارد.
به این میگویند «حکم دبیرستان را به جلسه هیئت مدیره بردن». اولین قدم برای ساختن اعتمادبهنفس جدید، این است که بپرسیم: این باور من از کِی مانده؟ آیا هنوز بهدرد میخورد؟
هرگاه صدای درونی گفت «من نمیتوانم این کار را بکنم»، بایستید و بپرسید: چه کسی این را تصمیم گرفت؟
آیا خودِ ۲۲ سالهتان؟ یک رئیس سابق از دهه قبل؟
سه مهارتی که الان دوست دارید داشته باشید ولی فکر میکنید در آنها ضعیف هستید را بنویسید.
کنار هر کدام، سنی را که «تصمیم گرفتید در آن مهارت بد هستید» یادداشت کنید.
متعجب میشوید که چقدر از یک نظرِ مربوط به سال ۱۳۹۰ برای تصمیمگیری در سال ۱۴۰۵ استفاده میکنید.

علم پشت این ایده محکم ایستاده است: یک متاآنالیز روی ۱۷,۷۰۰ شرکتکننده نشان داد نوشتن جملات خودتأییدی (۱۵ دقیقه درباره ارزشهای اصلی خود) اضطراب را کاهش میدهد و توانایی حل مسئله تحت فشار را بالا میبرد.
محققان میگویند قشر مغز با تکرار موفقیتهای کوچک، بازسازی میشود.
پس: هدف «بهترین بودن» را بگذارید کنار. هدف «یک درصد بهتر شدن در هر بار» را بگذارید.
اگر میخواهید حوزه شغلی خود را عوض کنید، یکدفعه استعفا ندهید (استعفای احساسی مال دهه ۲۰ است).
از مدل «اقدام تدریجی» استفاده کنید:
امروز: یک مقاله در زمینه جدید بخوانید.
فردا: با یک نفر از آن حوزه گفتگو کنید.
آخر هفته: یک دوره کوتاه و کمفشار آنلاین ببینید.
مغز شما تفاوت بین یک موفقیت بزرگ و یک موفقیت کوچک را نمیفهمد؛ فقط تکرار موفقیت را ثبت میکند.
تحقیقات «درمان طرد شدگی» نشان میدهد که عمداً به دنبال شکست در موقعیتهای کمخطر رفتن، تابآوری احساسی را افزایش میدهد.
وقتی خودتان را مجبور به کارهایی میکنید که در آنها ضعیف هستید، چرخه اجتناب که بانی اضطراب است را متوقف میکنید.
هفتهای یک بار، کاری را انجام دهید که در آن به طور قابل قبولی بد هستید.
یک غذای پیچیده مثل فسنجان یا تهچین را بدون کمک بپزید (حتی اگر خراب شود).
در جلسه کاری، یک سوال «به ظاهر ساده» یا حتی «کمی خندهدار» بپرسید.
یک بازی شطرنج با کامپیوتر انجام دهید و ببازید.
چرا جواب میدهد: زنده میمانید. میبینید دنیا به آخر نمیرسد. به آمیگدال خود یاد میدهید که عدم قطعیت را تهدیدآمیز نبیند، بلکه «هیجانانگیز» ببیند.

نمیتوانید جلوی پیر شدن مغز را بگیرید، اما میتوانید جلوی «رد کردن خودتان پیش از هر تلاشی» را بگیرید.
با ترس نجنگید؛ از آن باهوشتر باشید. ترس بعد از ۳۰ سالگی معمولاً یعنی «به نتیجه اهمیت میدهی»، نه یعنی «توانایی نداری».
نوارهای قدیمی را بسوزانید. شما «در ریاضی ضعیف» نیستید. شما در ۱۶ سالگی در ریاضی ضعیف بودید. الان مغز دیگری دارید.
اعتمادبهنفس یک احساس نیست؛ محصول جانبی اقدام است – مخصوصاً اقدامهای کوچک و مداومی که به مغز ۳۰+ ساله و شکاک شما ثابت میکند که هنوز قدرت تطبیقپذیری داری.
خط پایانی: هیچ تاریخ انقضایی برای پتانسیل وجود ندارد. اما برای بیعملی، ضربالاجل هست. شما الان منابع، شبکه ارتباطی و عمق شناختی را دارید که در ۲۵ سالگی نداشتید. وقت آن است که به این ارتقاء اعتماد کنید.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@