لحظهای برای این ابرقدرت رو به افول دلسوزی کنید. کشوری که هنوز خودش را رهبر جهان آزاد مینامد، اما دیگر جهان آزاد به آن باور ندارد. وقتی دست دوستی دراز میکند، کسی برای پذیرفتنش عجله نمیکند. وقتی تهدید میکند، دیگر کسی به لرزه نمیافتد.
به گزارش عصر ایران به نقل از آتلانتیک، وقتی دونالد ترامپ این هفته وارد پکن شد، شی جینپینگ با تشریفاتی در حد دیدار رهبران قدرتهای بزرگ از او استقبال کرد اما رهبر چین برخلاف انتظار برخی ناظران اجازه داد طعنهها و تمسخرها علیه مهمان آمریکاییاش در اینترنت چین دستبهدست شود و آنها را سانسور نکرد. شی در پاسخ به تمجیدهای اغراقآمیز ترامپ، با لحنی سرد درباره دخالت آمریکا در مسئله تایوان به او هشدار داد.
در نهایت نیز هیچ دستاورد بزرگی از این سفر حاصل نشد؛ نه راهحلی برای جنگ ایران ارائه شد، نه توافق تجاری مهمی شکل گرفت و نه وعدهای درباره دسترسی آمریکا به منابع عناصر نادر خاکی داده شد. شی جینپینگ از این سفر صرفاً برای سرگرم کردن رئیسجمهوری استفاده کرد که همه منتظر پایان دورانش هستند.
در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، رهبران جهان از روی احترام به قدرت آمریکا او را تحویل میگرفتند و با او کنار میآمدند. آنها از آمریکا میترسیدند و به آن وابسته بودند اما در دولت دوم ترامپ بهویژه پس از آغاز جنگ ایران، این محاسبه آرامآرام تغییر کرده است. شی جینپینگ و بسیاری دیگر از رهبران جهان، حالا به این نتیجه رسیدهاند که فقط دوران ترامپ رو به پایان نیست؛ شاید دوران برتری آمریکا هم رو به پایان باشد.
جنگ ترامپ علیه ایران قرار بود نمایش قدرت آمریکا باشد، اما نتیجهای کاملا معکوس داشت. آمریکا نه توانست حکومتی را ساقط کند و نه تهدید هستهای آن را از بین ببرد. در عوض، حجم عظیمی از زرادخانه خود را مصرف کرد؛ آنقدر که حالا متحدان واشنگتن در اقیانوس آرام با نگرانی میپرسند آیا اصلاً مهمات کافی برای دفاع از آنها باقی مانده یا نه. روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داده که پنتاگون اکنون نگران کمبود توان نظامی لازم برای اجرای سناریوهای دفاع از تایوان است.
حامیان جنگ معتقد بودند حذف یکی از مهمترین متحدان چین، ضربهای سنگین به پکن وارد خواهد کرد. اما کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که بیش از همه از ایران احساس خطر میکردند، حالا به سمت چین متمایل شدهاند.
روزنامه واشنگتن پست فاش کرده که در یک ارزیابی اطلاعاتی تهیهشده برای رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا آمده است این کشورها خرید سامانههای محافظت از زیرساختهای نفتی و پایگاههایشان را از چین آغاز کردهاند. ترامپ نهتنها موفق نشد نفوذ چین در خاورمیانه را تضعیف کند، بلکه عملاً آن را تقویت کرد.
پکن بدون آنکه زحمت زیادی به خود بدهد، از خودویرانگری آمریکا سود برده است. ذخایر عظیم نفتی چین و سرمایهگذاری گسترده این کشور در انرژیهای تجدیدپذیر، به پکن اجازه داده تا به کشورهایی مانند تایلند، فیلیپین و استرالیا برای عبور از بحران انرژی ناشی از جنگ کمک کند. چین بهجای آنکه بر ایران فشار بیاورد تا توافقی انجام شود، اجازه داده جنگ ادامه پیدا کند تا آمریکا همچنان مسئول آشفتگی در مسیرهای کشتیرانی شناخته شود. همزمان، پکن تلاش کرده خود را بهعنوان مدافع منطقی نظم جهانی معرفی کند؛ قدرتی خونسرد و قابل اتکا که حتی آمریکا نیز حالا به آن نیاز دارد.
چین با صبر و انتظار، و با تماشای فرسوده شدن آمریکا، زمانی ارزشمند خریده است؛ زمانی برای تحقق آنچه شی جینپینگ «خودکفایی ملی» مینامد. پکن در این فرصت تلاش کرده فاصله فناوری خود با غرب را کاهش دهد و کشورش را برای مرحلهای سختتر از رقابت جهانی آماده کند.
ایران نیز دقیقاً از همین راهبرد پیروی میکند. ترامپ مدام از تمایلش برای رسیدن به توافق و پایان جنگ سخن میگوید و با خوشبینی اغراقآمیز، خود را نزدیک به توافق نشان میدهد. اما ایران در پاسخ، درخواستهایی مطرح میکند که از نگاه واشنگتن غیرقابلقبول به نظر میرسد؛ از جمله دریافت غرامت بابت خسارتهایی که حملات آمریکا به بار آوردهاند.
در همین مدت، ایران توانسته بخشی از سامانههای تسلیحاتی دفنشده زیر آوار حملات آمریکا را دوباره فعال کند. نیویورک تایمز به نقل از ارزیابیهای اطلاعاتی گزارش داده که ایران دسترسی به ۳۰ سایت موشکی از مجموع ۳۳ سایت در امتداد تنگه هرمز را دوباره برقرار کرده است. همچنین حدود ۹۰ درصد از انبارهای زیرزمینی موشکی این کشور دوباره احیا شدهاند. ایران بدون خرید حتی یک موشک یا پرتابگر جدید، توانسته دوباره قدرتش را بازیابی کند.
تاریخ آمریکا پر است از نمونههای خطرناک رهبران رو به پایان. رئیسجمهورهایی که وقتی به آخر دوران قدرتشان نزدیک میشوند، تلاش میکنند آخرین فصل دوران خود را به شکلی باشکوه ثبت کنند. آنها به دنبال حرکتهای بزرگ میروند و میخواهند بحرانهای حلنشدنی را یکباره حل کنند. اما در نهایت، این تلاشها بیشتر از هرچیز نشان میدهد که دیگر چقدر نفوذشان کاهش یافته است.
ترامپ اکنون دقیقاً در همان نقطه قرار گرفته و پیامدهای این وضعیت تنها به دوران ریاستجمهوری او محدود نمیشود. هر توافق شکستخورده، هر نشست بینتیجه و هر وعدهای که عملی نمیشود، همان چیزی را تأیید میکند که رقبای آمریکا از قبل به آن باور داشتهاند؛ اینکه یک ابرقدرت رو به افول، در برابر چشم جهان آرامآرام فرسوده میشود و دنیا نیز بیتفاوت از کنار آن عبور میکند.