فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۴۵۷۷۷
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۵ - ۲۹-۰۸-۱۳۸۹
کد ۱۴۵۷۷۷
انتشار: ۱۱:۰۵ - ۲۹-۰۸-۱۳۸۹

وعده

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.

از او پرسید: آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت:من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:

اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: پادشاه ، وعده ، شب سرد
ارسال به دوستان
مغز انسان موسیقی را به صورت فیزیکی تجسم می‌کند ۴ نوشیدنی ساده که به پایین آوردن قند خون کمک می‌کنند سفید بودن دندان ها همیشه نشانه سلامت نیست مهمات جدیدی که تفنگ های ناتو را به «سلاح شکار پهپاد» تبدیل می کند ترک شبکه های اجتماعی؛ شادی به همراه دارد یا تنهایی؟ ترفند قدیمی اما فوق العاده برای تمیز کردن یخچال؛ روشی ساده برای از بین بردن بو و آلودگی خروج ایسوس از بازار گوشی ها؛ حالا نوبت تبلت جدید این شرکت رسیده است ربات دونده ای که رکورد انسان ها را شکست (+عکس) وقتی سگتان درد دارد؛ چطور بفهمیم حیوان خانگی مان رنج می کشد؟ نابغه 14 ساله ای که خودش موتور جت می سازد (+عکس) تقویت عضلات پشت بدن با ۵ تمرین ساده اما فوق العاده مؤثر هدفو های دوربین دار حالا می توانند بگویند دقیقاً به چه چیزی نگاه می کنید وجود هر حیوان در خانه نشانه چیست؟ آیا خوردن استخوان کنسرو ماهی مفید است؟ فنلاند از سازه‌ای شگفت انگیز رونمایی کرد/ طولانی ترین پل بدون خودرو در جهان