فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۲۳۳۵
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۶ - ۲۹-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۲۳۳۵
انتشار: ۱۱:۰۶ - ۲۹-۱۱-۱۴۰۴

۳۵ هزار جنگجو برای بقا

۳۵ هزار جنگجو برای بقا
مارال همچنین به انعطاف‌پذیری زمانی دستفروشی اشاره کرده و می‌گوید: «این شغل به من اجازه می‌دهد که در هفته وقتی برای خودم داشته باشم و مدام اسیر ساعت کاری نباشم.» برخی دیگر دستفروشی را شغل دوم خود می‌دانند و پس از اتمام ساعات کاری رسمی در سطح شهر ظاهر می‌شوند.

طنازسادات حسینی فر

فرارو

برآوردها نشان می‌دهد شمار دستفروشان در پایتخت به حدود ۳۵ هزار نفر می‌رسد که از این میان، نزدیک به ۲۰ هزار نفر در بازارچه‌های سامان‌دهی‌شده مستقر شده‌اند. با این حال، همچنان حضور گسترده دستفروشان پراکنده در معابر شهری و در مقابل، خالی ماندن بخشی از غرفه‌های بازارچه‌ها به چشم می‌خورد. 

پدیده دستفروشی تنها از منظر نظم شهری قابل بررسی نیست؛ در سوی دیگر، گروهی از شهروندان قرار دارند که در پی ناکامی در یافتن شغل پایدار یا به دلیل تمایل به استقلال شغلی، با سرمایه‌ای اندک به این فعالیت روی آورده‌اند. 

به گفته برخی کارشناسان، بخشی از این افراد را حتی فارغ‌التحصیلانی تشکیل می‌دهند که امکان ورود به بازار کار رسمی را نیافته‌اند و با تهیه کالاهای قابل حمل، بدون نیاز به فضای ثابت تجاری، برای خود منبع درآمدی ایجاد کرده‌اند. 

در سال‌های اخیر، دولت و مدیریت شهری با هدف حمایت از این قشر، اقدام به ایجاد بازارچه‌های ویژه برای سامان‌دهی دستفروشان کرده‌اند؛ با این وجود، استقبال محدود از این فضاها و تداوم فعالیت دستفروشان در سطح شهر، پرسش‌هایی جدی را مطرح می‌کند؛ چرا بخشی از دستفروشان تمایلی به استقرار در بازارچه‌ها ندارند؟ و با وجود فراهم بودن زیرساخت، چه عواملی موجب خالی ماندن برخی غرفه‌ها و رکود نسبی این بازارها شده است؟ 

روایت دستفروشان از اقتصاد بقا

حوالی عصر زمستان است و با وجود سرمای هوا، دستفروشان به‌صورت پراکنده در خیابان ولیعصر تهران مستقر شده‌اند. برخی اجناس خود را روی دست حمل می‌کنند و میان مردم راه می‌روند تا در صورت حضور ماموران شهرداری از مواجهه با شکایت و جریمه جلوگیری کنند. 

مارال، دختر ۲۵ ساله‌ای با مدرک کارشناسی گرافیک، صنایع دستی شامل گل‌سر، گردنبند و گوشواره می‌فروشد. او در پاسخ به این سؤال فرارو که چرا دستفروشی را انتخاب کرده است، می‌گوید: «فکر می‌کنید دنبال کار نرفتم؟ سخت در اشتباهید. کار نبود. من شروع کردم به طراحی و اجرای طرح‌های خودم بر روی اکسسوری‌ها.» 

مارال درباره سرمایه خود توضیح می‌دهد: «با ۵ میلیون تومان فقط می‌توانم برای یک روز تا یک هفته مواد اولیه تهیه کنم و درآمد روزانه را صرف زندگی و خرید مجدد اجناس کنم. در نهایت چیزی برای پس‌انداز باقی نمی‌ماند و آینده روشن را نمی‌توانم تصور کنم.» او در نهایت در جمله‌ای قابل تامل می‌گوید: «فقط امورات می‌گذرد.» 

این روایت میدانی با آمار رسمی نیز همخوانی دارد. معاون اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرده است که ۵۷ درصد بازار اشتغال کشور را مشاغل غیررسمی تشکیل می‌دهند که بخش عمده آن در مشاغل خرد و سیار متمرکز است. روی آوردن به مشاغل غیررسمی ارتباط مستقیمی با آمار بیکاری دارند که نرخ بالای بیکاری جوانان در آن قابل توجه به نظر می‌رسد؛ طبق جدیدترین داده‌ها، در پاییز ۱۴۰۴ حدود ۲۱.۵ درصد از فعالان ۱۵ تا ۲۴ساله بیکار بوده‌اند که نسبت به پاییز سال قبل ۱.۳ درصد افزایش داشته. کارشناسان اقتصادی این شکاف را یکی از محرک‌های ورود جوانان به بازار کار غیررسمی می‌دانند. 

علاوه بر این، موانع ورود به بازار کار رسمی نقش مهمی در گسترش دستفروشی دارد. استارتاپ‌ها و شرکت‌های خصوصی در شرایط فعلی اقتصادی به محدودیت‌های سرمایه‌ای برخورد کرده‌اند و نه تنها نیرو نمی‌گیرند، بلکه رو به تعدیل نیرو می‌آورند. در بخش دولتی نیز فرآیند استخدام طولانی و رقابتی است و فرصت‌های محدود موجود، شانس جوانان را برای ورود به کار رسمی کاهش می‌دهد. 

مارال همچنین به انعطاف‌پذیری زمانی دستفروشی اشاره کرده و می‌گوید: «این شغل به من اجازه می‌دهد که در هفته وقتی برای خودم داشته باشم و مدام اسیر ساعت کاری نباشم.» برخی دیگر دستفروشی را شغل دوم خود می‌دانند و پس از اتمام ساعات کاری رسمی در سطح شهر ظاهر می‌شوند. این شواهد نشان می‌دهد دستفروشی برای بخشی از شهروندان نه یک انتخاب موقت، بلکه راهبردی برای بقا در شرایط محدودیت فرصت‌های شغلی رسمی است. 

بازارچه‌های نیمه‌خالی؛ فاصله سیاست تا معیشت

در تهران حدود ۶۰ بازارچه در ۲۱ منطقه برای ساماندهی و استقرار دستفروشان پیش‌بینی و راه‌اندازی شده است. مجتبی اقوامی‌پناه، مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران، در این باره می‌گوید: «در برخی مناطق تنها یک بازار فعال وجود دارد، در حالی که در مناطق پرتردد و پرجمعیت بیش از یک بازار برای پاسخگویی به نیاز دستفروشان و شهروندان پیش‌بینی شده است.» 

با این حال، مشاهدات میدانی حکایت از استقبال محدود از این بازارچه‌ها دارد. حتی در ایستگاه‌های مترو، غرفه‌هایی برای دستفروشان آماده شده‌اند اما غالب آن‌ها خالی است؛ به‌گونه‌ای که اگر در هر ایستگاه ۱۰ غرفه وجود داشته باشد، دست‌کم چهار غرفه بدون فعالیت باقی می‌ماند. برخی غرفه‌داران نیز اجناس خود را به حراج می‌گذارند و اعلام می‌کنند که «به دلیل تغییر شغل، همه چیز به قیمت خرید فروخته می‌شود». وضعیت در بازارهای سطح شهر نیز مشابه است. 

به عنوان نمونه، غرفه‌های بلوار کشاورز عمدتا به فروش اغذیه اختصاص یافته‌اند؛ زیرا دستفروشان باور دارند این نوع غرفه‌ها درآمد بیشتری دارند. با این وجود برخی غرفه‌ها تنها به افرادی داده می‌شود که کالاهایی به جز خوراکی بفروشند و این مساله باعث می‌شود غرفه‌ها خالی بماند. سارا، یکی از زنان فعال در این بازارچه‌ها، می‌گوید: «عموما به زنان غرفه‌ها به شکل رایگان داده می‌شود، اما برای مردان اینگونه نیست.» علی، یکی دیگر از غرفه‌داران، توضیح می‌دهد: «روزانه ۳ میلیون تومان دریافت می‌کنند. اگر روزی ۱۰ میلیون فروش داشته باشم، ۷ میلیون برایم باقی می‌ماند و با قیمت‌های کنونی اقلام خوراکی، عملاً مبلغ خاصی برایم باقی نمی‌ماند.»

یکی از افرادی که پیش‌تر در یکی از ایستگاه‌های شاهراه دکه اغذیه فروشی راه انداخته بود نیز در گفت‌وگو با فرارو اشاره می‌کرد که افرادی ناشناس روزانه از او مبلغ ۵ میلیون تومان دریافت می‌کنند و اگر این مبلغ را ندهیم تهدیدمان می‌کنند که تمام وسایلمان را می‌گیرند. این در حالی است که از نگاهی دیگر برخی از دستفروشان به شکل مافیایی عمل می‌کنند و شبانه بالغ بر ۵۰ میلیون تومان درآمد دارند. آبان ماه ۱۴۰۴ بود که مدیرعامل شرکت ساماندهی با اشاره به وجود مافیای دستفروشی در برخی مناطق تهران و درآمد میلیونی شبانه گفت: «بدیهی است که این افراد با حمایت‌های شهرداری سامان نمی‌یابند و باید با همکاری نیروی انتظامی و برخورد قهری مدیریت شوند.» 

برخی دستفروشان که بازارچه‌های جداافتاده از معابر اصلی شهر را تجربه کرده‌اند، به کاهش عبور و مرور و فاصله از کانون‌های تقاضا اشاره می‌کنند. علی در این باره می‌گوید: «این وضعیت ریسک فروش را بسیار بالا می‌برد و باعث می‌شود عملا تمایلی به حضور در بازارهای ساماندهی شده نداشته باشیم.» 

از منظر سیاستی، شهرداری تهران هدف از ایجاد بازارچه‌ها را حمایت معیشتی و کاهش بی‌نظمی شهری عنوان می‌کند. با این حال، نوسانات بازار و وابستگی مشتریان به محل فروش فعلی، تمایل دستفروشان به تغییر مکان را کاهش داده است. بسیاری از آنان معتقدند که مشتری‌های ثابتشان با حضور در مکان کنونی آن‌ها را می‌شناسند و جابه‌جایی ممکن است باعث از دست رفتن این مشتریان شود. برآیند شواهد نشان می‌دهد که فاصله میان طراحی سیاست‌های ساماندهی و واقعیت معیشت روزانه فروشندگان، عامل اصلی استقبال محدود از این طرح‌ها است.

ارسال به دوستان
ترامپ اینگونه با مردم آمریکا سخن می‌گوید  پاسخ سازمان تأمین اجتماعی به حواشی لغو خدمات بیمه‌ای چین: محاصرهٔ تنگه هرمز توسط آمریکا خلاف منافع جهانی است/ به ایران سلاح نداده ایم  بازخوانی پیام رهبر شهید انقلاب در واکنش به توهین ترامپ به حضرت مسیح (ع) روسیه: پیامدهای احتمالی تهدید ترامپ برای محاصره سواحل ایران نامشخص است سربازان ابدی؛ همه چیز درباره مین های دریایی/ مین های کف خواب، لنگردار و سرگردان چه تفاوت هایی دارند (+عکس) آزادسازی گروگان و بازداشت ۳ آدمربا در هرمزگان پیام رسمی مرجعیت شیعه به رهبر کاتولیک‌های جهان گفت وگوی تلفنی عراقچی و لاوروف شیخ نعیم قاسم: مخالف مذاکره با اسرائیل هستیم خط‌ونشان خداداد عزیزی برای شباب‌الاهلی با تکیه بر غیرت ایرانی کشف محموله سلاح جنگی در اندیمشک ادعای وال‌استریت‌ژورنال: استقرار ۱۵ ناو جنگی برای محاصره دریایی ایران علت صدای انفجار امروز در تبریز اعلام شد ادعای ترامپ: ایرانی ها یا اورانیوم غنی‌شده را به ما می‌دهند یا آن را به زور می‌گیریم/ امروز صبح تماس گرفتند و می خواهند با ما معامله کنند