محمدرضا اسلامی
استاد دانشگاه پلی تکنیک کالیفرنیا
یک Showی کامل در اسلامآباد برگزار شد و سریع تمام شد. از قبل مشخص بود که ترامپ تمایل خاصی به «توافق» (Agreement) ندارد (این را به صراحت در مصاحبه روز ۱۰ اپریل هم ذکر کرد)؛ پس «چرا» مذاکرات برگزار شد؟ چرا جیدیونس را فرستاد؟
پاسخ به این سوال از باب پیشبینی رویدادهای آتی، مهم است.
۱- ترامپ استاد رسانه است. استاد ارتباط با اذهانِ مردمی که به او رأی دادهاند. ترامپ استادِ روایتسازی است. او از جوانی مقابل دوربین بوده و این را آموخته.
ترامپ «برای ادامه جنگ ایران» نیاز به یک «روایت اقناعی» دارد (متقاعد Convinceکردن مردمی که پایگاه رأیاش هستند)؛ اینکه به مخاطب آمریکایی بگوید: گر از الان به بعد بنزین گرانتر شد، یا اگر از الان به بعد شاهد افزایش خشونت ارتش بودید، دلیلش این است که ما تلاش کردیم به توافق برسیم ولی ایرانیها دیل را نپذیرفتند.
جیدیونس را فرستادم برای توافق (عالیترین مقامی که میتوانستم بفرستم) ولی ایرانیها او را پس زدند.
ساخت این روایت، برای داخل آمریکا یک ضرورت است. ضرورت از این جهت که ترامپ ضربان نبض جامعه سفید آمریکایی و MAGA را خوب میشناسد.
او هرگز دست به کاری نمیزند که از قبل بسترسازی افکار عمومی را برایش فراهم نکرده باشد.
ترامپ هرگز جلوتر از ذهن طرفدارانش حرکت نمیکند.
او پشت سرِ اذهان عمومی حرکت میکند.
عملا رسانه برای ترامپ، مهمترین مؤلفه در کنشگری سیاسی و حاکمیتی است. ادامه جنگ پس از این چهل روز برای ترامپ دشوار شده بود چون «آثار تردید» در پایگاه هوادارانش (همان ۷۶ میلیوننفری که به او رأی داده اند) مشخص شده بود. نظرسنجیهای معتبر حاکی از این بود که در حمایتِ حامیانش از او تَرک ایجاد شده. لذا ترامپ نیاز به یک روایت جدید داشت:
«برای دیل تلاشمان را کردیم ولی ایرانیها نخواستند»
۲- مذاکرات حتی ۲ روز هم طول نکشید و جیدی ونس درحالی که پشتسرش ویتکاف به پهنای صورت میخندید و کیفور بود اعلام کرد که گفتگوها شکست خورده و تیمشان عازم بازگشت به آمریکاست. همان یک روز مذاکره، برای روایتسازی کافی بود!
در رسانههای آمریکایی اینگونه ذکر شد: ایران نباید بمب اتمی داشته باشد، و ایرانیها اهل مذاکره نیستند.
۳- روایتی که ترامپ دارد درباره ایران در جامعه آمریکا میسازد، چیزی مشابه الگوی کره شمالی است؛ کشوری که در ذهن مخاطب مساوی است با دو گزاره: بمب اتمی و حکمرانی عجیب.
او نمیگوید که ایران قبلا تمام نظارتهای آژانس و برجام را پذیرفته بوده است. او به شهروند آمریکایی نمیگوید که چهل شب گذشته در خیابانهای ایران چه خبر بوده؟ مایک پومپئو به صراحت میگوید ولی او نمیگوید که در وقایع دیماه افسران موساد شب در خیابانهای تهران بوده اند. ترامپ در سخنرانی دو هفته پیش گفت: حکومت ایران ۳۰ هزار شهروند خودش را کشته. سپس در سخنرانی هفته قبل گفت: حکومت ایران ۴۵ هزار شهروند خودش را کشته. (یعنی ۱۵هزار کشته ظرف یک هفته اضافه کرد!) سپس در سخنرانی این هفته گفت حکومت ایران «احتمالا» تا ۶۰ هزار نفر از شهروندان خودش را کشته.
این نحوه روایت سازی ترامپ از ایران است. تصویرگری از یک کره شمالی جدید.
۴- در چنین فضایی، باید با مردم آمریکا سخن گفت. در دنیای جدید ابزار سخن گفتن «یکطرفه» نیست. نباید رسانه فقط در دست ترامپ باشد. مردم ایران و دلسوزان آینده سرزمین باید جلوی تصویرسازی ترامپ را بگیرند.
تولید محتوای کوتاه (به انگلیسی) در اینستاگرام، توئیتر، فیس بوک، تیکتاک… از جریان زندگی در ایران امروز یک ضرورت است.
نبرد واقعی در میدان روایتهاست.
تصویری که شهروند آمریکایی از ایران دارد متناسب با یک تمدن چندهزارساله نیست. در روایتی که اکنون ترامپ به مردمش میدهد، بمباران نیروگاههای ایران امری جایز است.
۵- جیدیونس چند سال پیش پشت تریبون علیه ترامپ سخنرانی میکرد. مارکو روبیو در انتخابات ریاست جمهوری علیه ترامپ پشت تریبون دشنام میداد. اما فعلا همه اینها در ماجرای ایران گرد ترامپ جمع شدهاند و در برابر «روایتسازی ترامپ از ایران» سکوت پیشه کردهاند. وانمود میکنند که نمیدانند ایران کشوری است که نظارت بینالمللی تحت برجام را پذیرفته بوده است.
ترامپ در حال فروختن روایت خودش به شهروندان آمریکاییِ هوادارش است. روایتی که به زدن زیرساختهای ایران منتهی میشود.
مذاکرات اسلامآباد، بیش از آنکه یک تلاش جدی برای توافق باشد، بخشی از یک فرآیند بزرگترِ روایتسازی بودهاست.
فرآیندی که میخواهد افکار عمومی را با خود همراه کند.
ای خطّهٔ ایران مهین، ای وطن من/
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
ای عاصمهٔ دنیی آباد که شد باز/
آشفته کنارت چو دلِ پُر حَزَن من
*کانال نویسنده