در روز دوم جنگ پیشنهاد اقامت مطرح شد و اصرار بر ماندن ما داشتند، اما همه تصمیم گرفته بودیم که به کشورمان برگردیم، ولی بدجوری ذهنمان را درگیر کرده بودند.
در این مدت خیلی اذیت شدیم چون واقعا آزار دیدم چه در استرالیا که ذهنمان را درگیر کرده بودند و چه در مسیر برگشت که ۴ روز در راه بودیم و الان هم بسیار خوشحالم که به ایران بازگشتیم.
روز آخر در مسیر فرودگاه در استرالیا، ایرانیهای مقیم اصرار داشتند که ما بمانیم و به اتوبوس هم ضربه زدند اما ما به کشور برگشتیم.