عصر ایران؛ مهرداد خدیر- مهمترین رخداد مهرماه گذشته بیشک تن دادن اروپا - و در واقع سه کشور اصلی طرف مذاکرات هستهای ایران- به فشارهای آمریکا بود با فعالسازی مکانیسم ماشه به معنی بازگرداندن تحریمها با ادعای نقض توافق (برجام) از جانب ایران. بی آن که بگویند با خروج آمریکای ترامپ از برجام ایران یک سال ( در دورۀ روحانی) خویشتنداری به خرج داد و از افزایش غنیسازی خودداری ورزید تا ببیند در این مدت اروپا چه میکند و وقتی احساس شد بنا نیست تحریمها را بردارند و تنها انتظار دارند ایران در غنی سازی سهونیم درصدی متوقف بماند افزایش غنیسازی در دستور کار قرار گرفت و همین مستمسک اروپا شد تا بگوید افزایش غنیسازی مصداق نقض برجام است و مکانیسم ماشه میتواند فعال شود.
اسنپ بک، در واقع هدیۀ اروپا بود به نتانیاهو تا پس از 12روز جنگ اسراییل با ایران که تنها سه ماه قبل پایان یافته بود در 6 مهر 1404 نقطه سر خط به پیشابرجام برگردند و تبعیت خود را از ترامپ اعلام کنند.
با این حال و اکنون که قریب یک ماه از دومین جنگ اسراییل و آمریکا با ایستادگی جانانه به رغم خسارات فراوان می گذرد میتوان گفت اگرچه این رفتار اروپا اقتصاد ایران را گرفتارتر کرد اما ناخواسته دو حُسن داشت: نخست این که بیش از پیش نشان داد نباید وقتمان را با اروپاییها تلف کنیم و دوم هم هشداری بود دربارۀ افزایش احتمال وقوع جنگی دیگر و از آن پس آمادگی برای جنگی دیگر فزونی گرفت.
تنها وجه تأسف بار این بود که کسانی در داخل بر ظریف خرده گرفتند که چرا پیش بینی نکرده بود در حالی که قصه روشن بود و ایران تعهد داد اگر به برجام پای بندی نشان نداد آنان نیز بازگردند ولی آن که از برجام خارج شد و نقض کرد آمریکا بود و افزایش غنی سازی برای آن بود که طرف های برجامی به خود آیند منتها اروپا که بر سر اوکراین به آمریکا نیاز داشت و باز بر سر اوکراین از دست ایران عصبانی بود به خواست ترامپ تن داد و بر برجام نقطه پایان گذاشت و حالا وقتی با بحران انرژی و تشدید تحقیر آمریکا رو به رو شده اند شاید به خطای خود در فعال سازی مکانیسم ماشه پی برده باشند.
تمسخر اروپا در نطق ترامپ
شگفتی مضاعف از اسنپ بک و فعال سازی مکانیسم ماشه اما به خاطر آن بود که 4 روز قبل از آن و در دوم مهر دونالد ترامپ در نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل به تحقیر و تمسخر دیگران و خاصه اروپا پرداخت.
او همه را به سخره گرفت حتی رییسان جمهور پیشین خود ایالات متحده و مشخصا جوبایدن را! باراک اوباما را هم به خاطر "ردپای کربن" و هواپیما یا بالگردی که سوار میشد بینصیب نگذاشت! اروپا را نیز تمسخر کرد و گفت فریب چینیها را خوردهاند و انرژیهای تجدیدپذیر را چارۀ کار ندانست.
او حملات و سرزنشهای خود را با طعنه به سازمان ملل شروع و حتی به توقف پلهبرقی هنگام ورود خود اشاره کرد. از نگاه او بسیاری از ایدهها و آدمها مزخرفاند کما این که صادق خان شهردار لندن را هم با همین لفظ توصیف کرد! رفتاری کودکانه در واکنش به موضع شهردار لندن در سفر چندی قبل ترامپ به انگلستان. کمی ادامه می داد بعید نبود از پادشاه بریتانیا هم به خاطر غذاهای گیاهی در ضیافت آن سفر انتقاد کند چون وقتی به اقامت گاه خود بازگشته بود باز طلب غذا کرد!
توافق پاریس را هم مسخره دانست به این دلیل که آمریکا باید پول میداد در حالی که روسیه و چین پولی نمیپرداختند. وقتی که گفت به هفت جنگ در دنیا خاتمه داده و از جنگ اسرائیل با ایران به عنوان یکی از این هفت جنگ یاد کرد برخی امیدوار شدند در تدارک جنگی دیگر نیست اما در واقع می خواست بگوید تا چه حد لایق دریافت جایزه صلح نوبل است یا در انتقاد از سازمان ملل که از او تشکر نکردند!
او به جای اشاره به هشتادمین سال روز تاسیس سازمان ملل از دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا در سال 2026 گفت و از آن به عنوان یک مناسبت خجسته یاد کرد و بعد از مدتی که جز درباره پول و اقتصاد و تجارت نگفته بود به ارزشهای آمریکایی پرداخت و از سرکوب مذاهب انتقاد کرد و مدعی شد مسیحیت بیش از هر مذهب دیگری سرکوب شده است.
حمایت از تشکیل کشور فلسطین را پاداش به حماس دانست و از ۲۰گروگان گفت ولی از ۶۰ هزار زن و کودک که طی دو سال گذشته به دست اسرائیل در غزه سلاخی شدند، نه.
همچنین سابقه نداشت یک رییس جمهور آمریکا در اجلاس عمومی و در حضور دیگران و نه در مناظرههای انتخاباتی اسلاف خود را به سخره بگیرد ولی ترامپ این کار را کرد و مشخصا از تحقیر جو بایدن فروگذار نکرد.
او رکورد نطق 43 دقیقهای اوباما در سازمان ملل را شکست با زمان 57 دقیقه البته بیشتر در ستایش خود و سرزنش سازمان ملل و تحقیر اروپا سخن گفت. در همین نطق نیکلاس مادورو رئیس جمهوری ونزوئلا را حامی باندهای مواد مخدر توصیف و درست 100 روز بعد در بامداد 13 دی ماه او را ربودند و به امریکا منتقل کردند و شاید سرعت و موفقیت در این عملیات بود که ترامپ را به صرافت انجام عملیاتی سریع در ایران انداخت و متوجه تفاوت ها نبود.
بازگشت به قرون 18 و 19
انتخاب تونی بلر نخست وزیرپیشین بریتانیا برای ادارۀ غزه معنایی جز این نداشت که همان گونه که الوین تافلر در "جا به جایی در قدرت" نوشته ترامپ در سودای بازگرداندن جهان به قرون 18 و 19 و استعمار کهنه است. آبزرور نوشت:
" اگر طرح ترامپ به پیش برود، بلر نقشی محوری به عنوان اولین عضو معرفی شده «هیأت بینالمللی صلح» جدید ایفا خواهد کرد. بِلِر قصد ندارد صرفاً «نامی روی در»، جدا از واقعیتهای میدانی باشد. او، حداقل در ابتدا، خود را در منطقه مستقر خواهد کرد و به طور عملی و مستقیم در تأمین بودجه برای بازسازی غزه و حصول اطمینان از اینکه پول به درستی حسابرسی شده و هوشمندانه هزینه میشود، مشارکت خواهد داشت.
«مؤسسه تونی بلر» نزدیک به ۱۰۰ کارمند دارد که در سراسر خاورمیانه فعالیت میکنند. هدف این است که افرادی که اداره روزمره غزه را از طریق یک کمیته تکنوکرات و غیرسیاسی بر عهده میگیرند، فلسطینیها باشند.
بیانیه کاخ سفید اهدافی را برای «بازسازی و احیای» غزه، با بهرهگیری از منابع مالی منطقه و گرد هم آوردن کارشناسانی «که به تولد برخی از شهرهای معجزهآسای مدرن و پررونق در خاورمیانه کمک کردهاند»، مشخص کرده با ادبیات یک بنگاه املاکی یا بسازوبفروش."
طرح دوبارۀ نام بلر در حالی بود که 18 سال قبل نخست وزیری بریتانیا را ترک کرده بود اگرچه هنوز ارتباطات قدرتمندی در منطقه دارد از جمله با محمد بن سلمان از عربستان سعودی، محمد بن زاید از امارات متحده عربی و ملک عبدالله از اردن. او بنیامین نتانیاهو را از دهه ۱۹۹۰ میشناسد و به کوشنر نزدیک است. آنها تقریباً دو دهه پیش در محافل میهمانی منهتن با یکدیگر ملاقات کردند و در سال ۲۰۱۰ در مراسم غسل تعمید دختران روپرت مرداک و وندی دنگ- (گریس و کلویی)- دوباره با هم مرتبط شدند.
در واقع بلر بود که به کوشنر کمک کرد تا امارات متحده عربی را در تلاش خود برای عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل، موسوم به «پیمان ابراهیم»، همراه کند و با این اوصاف همین که این روزها بر سر کار نیست جای شُکر دارد چرا که می دانیم انگلستان حاضر به پیروی از آمریکا و اسراییل در جنگ علیه ایران نشده و ترامپ برای تحریک آنها و سرزنش شان گفت موشک های ایران نه دو هزار کیلومتر که چهار هزار کیلومتر برد دارد یعنی به اندازۀ فاصله شان با لندن!
هشدارهای وزیر ارتباطات
در مرور رخدادهای مهر 1404 باید بر بیستمین روز آن بیشتر توقف کرد. چرا که به مناسبت روز حافظ را از زبان وزیر آموزش و پرورش نشنیدیم که انگار با ادبیات و فرهنگ بیگانه و تنها یک مدیر میانی اداری فاقد ابتکار است بلکه از سید ستار هاشمی وزیر ارتباطات شنیدیم که این موارد را یادآور شد:
- انقلابهای صنعتی گذشته تأثیر چندانی بر ادبیات فارسی نداشتند، اما امروز در برابر پدیدهای بهنام هوش مصنوعی قرار داریم که میتواند هم فرصت و هم تهدید باشد. باید بیندیشیم چگونه میتوان گنجینههای ادبی فارسی را با ابزارهای مدرن به نسلهای جدید و جهانیان معرفی کرد.
- در آموزش و ترویج ادبیات فارسی نقش پلتفرمهای هوشمند را نباید دستکم گرفت؛ زیرا این سکوها با بهرهگیری از رویکردی تجربی و تعاملی، جدا از تفسیر شعر، میتوانند به زبان شعر با مخاطب گفتوگو کنند، نسل جدید را به دنیای ادبیات فارسی پیوند دهند و با زبانی تازه، ولی برخوردار از روح شعر فارسی، پیام حافظ را به نسل امروز منتقل سازند.
- بومیسازی مفاهیم هوش مصنوعی و همکاری با پژوهشگاههای ادبیات فارسی برای آموزش و بومیسازی هوش مصنوعی از اولویتهای این وزارتخانه است و امیدواریم با تمهید پلی میان فناوری و فرهنگ، میراث ادبی ایران در جهان دیجیتال نیز بدرخشد.
خبرسازی پژمان جمشیدی
در روزهایی که مردم بیمناک اصابت پهپاد و موشک به خانه و سرنوشت کشور هستند و این که ترامپ دیوانه در خارگ نیرو پیاده می کند یا جرأت حمله به زیرساخت ها را دارد یا نه یا خدای ناکرده دست به دیوانگی دیگری می زند یادآوری دستگیری پژمان جمشیدی در 29 مهر 1404 نامتجانس است ولی چه کنیم؟ اریم مهر 1404 را مرور می کنیم:
اول بازداشت او خبرساز شد و دوم بازار شایعات دربارۀ دلیل آن داغ شد و سوم مصاحبۀ حرفه ای روزنامۀ هممیهن با شاکی و وکیل او که تحت الشعاع طرحی قرار گرفت که بهانه به دست مخالفان رسانه های مستقل داد تا چند ماه بعد با بدسلیقگی رأی به توقیف موقت روزنامه بدهند در حالی که در میانۀ دو قطبی صدا وسیما با اینترنشنال به روایت سوم نیاز است و با همین نگاه امید به بازگشایی آن با رأی مستقل قاضی همچنان وجود دارد که جدای آن حامل پیام مثبت در دوران جدید هم خواهد بود. ( به طرح مبهم ایراد گرفتند که چرا شاکی با پوشش چادر ترسیم شده در حالی که هدف همدلی با شاکی در مقام یک دختر یا ناچار بودن به خاطر مایل نبودن شاکی به انتشار عکس بود کما این که اندکی قبلترصاویر قاتل زنجیرهایِ ویلاداران شمال با چادر منتشر شده بود و کسی توهین ندانست).
در این هنگامه خبر رسید بازیگرلاحِق و فوتبالیست سابق به ترکیه رفته و توضیح داد فرار نکرده بلکه خواسته چشم در چشم پدر با سوگند به خاک مادر به او بگوید پسر بدی نیست و آنچه به او نسبت داده شده از او سر نزده است.
همه در حال گمانه زنی دربارۀ علت بازداشت و بعد آزادی به قید وثیقه بودند که تصاویر حضور او در فرودگاه تورنتو کانادا از تأثیر پیام قبلی کاست اگرچه بعد از مدتی بازگشت و ماندگار نشد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر