فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۳۲۲۴
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۴ - ۱۱-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۳۲۲۴
انتشار: ۱۳:۳۴ - ۱۱-۰۱-۱۴۰۵
مقاله‌ای تحلیلی از گاردین دربارۀ نقش چین در جنگ ایران و آمریکا

اژدها در برزخ خاورمیانه چه می‌‌کند؟ چین شریک استراتژیک یا ...؟

اژدها در برزخ خاورمیانه چه می‌‌کند؟ چین شریک استراتژیک یا ...؟
تحلیل گاردین قابل توجه است اما باید در نظر داشت چین اهل هیاهو نیست و ترجیح می‌دهد زیرپوستی حرکت کند و چه بسا بخواهند میان ایران و چین فاصله اندازند...

عصر ایران؛ لیلا احمدی - سرمقالۀ تأمل‌برانگیز روزنامۀ گاردین، مورخ ۲۶ مارس ۲۰۲۶  آنچه را شکاف عمیق میان «لفاظی‌های دیپلماتیک» و «واقعیت‌های ژئوپلیتیک» چین در قبال ایران توصیف کرده به تصویر کشیده با این تحلیل: در حالی که سال‌ها از پیوند دو تمدن کهن و توافق ۴۰۰ میلیارد دلاری سخن گفته می‌شد، اکنون در بزنگاه سرنوشت‌ساز درگیری نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران، پکن رویکردی به‌شدت محتاطانه و معامله‌گرانه در پیش گرفته است. تحلیل گاردین بر این نکته استوار است که ایران برای پکن، بیش از آنکه متحدی استراتژیک و هم‌سرنوشت باشد، تأمین‌کنندۀ نفت (با تخفیف‌های ناشی از تحریم) و وزنۀ پایداری در موازنه با غرب است.

تعبیر کلیدی مقاله، «سواری رایگان امنیتی» است. چین به زعم نویسنده، دهه‌ها از ثبات خاورمیانه که به‌مدد آمریکا تأمین شده برای تجارت بهره برده و حالا که آمریکا نیز به عامل بی‌ثباتی بدل شده، پکن بر سر دوراهی قرار گرفته است؛ از یک سو، انحراف تمرکز و بودجۀ واشنگتن به سمت خاورمیانه، فرصتی طلایی برای پکن در منطقۀ «ایندو-پاسفیک» و مسئلۀ تایوان ایجاد کرده و از سوی دیگر، به خطر افتادن امنیتِ یک میلیون تبعۀ چینی و سرمایه‌گذاری‌های عظیم این کشور در خاورمیانه، سیاست «بی‌طرفی فعال» را با چالشی جدی مواجه کرده است. گاردین معتقد است این جنگ بیش از آنکه برای پکن بحران انرژی باشد، بحران «تعریف نقش» در جهانی است که دیگر قواعد قدیمی بر آن حاکم نیست.

مقاله بسیار قابل‌تأمل است و با نگاهی واکاوانه پرسش‌هایی به ذهن متبادر می‌شود که پاسخ به آن‌ها می‌تواند دورنمای نظم نوین جهانی را ترسیم کند. آیا پکن در نهایت مجبور خواهد شد ردای میانجی‌گر بی‌طرف را از تن درآورد و هزینه‌های سنگین نظامی و امنیتیِ ابرقدرت مسئول را در منطقه بپردازد؟ با توجه به روحیۀ معامله‌گرانۀ دونالد ترامپ و انحراف تمرکز واشنگتن، آیا احتمال دارد پکن در ازای سکوت در خاورمیانه، امتیازات تعیین‌کننده‌ای در پروندۀ تایوان از آمریکا بگیرد؟ در صورتی که درگیری‌ها به انسداد طولانی‌مدتِ مسیرهای انرژی بینجامد، ذخایر استراتژیک چین تا چه زمانی می‌تواند مانع از فروپاشی هدف‌گذاری‌های رشد اقتصادی این کشور شود؟

آیا جنگ ایران و آمریکا پایان اعتبار میانجی‌گری‌ها است؟  اگر توافقاتی مشابه صلح ایران و عربستان (۲۰۲۳) در اثر جنگ فعلی فرو بپاشد، آیا دیگر کشوری به قدرت دیپلماسی چین بدون پشتوانۀ نظامی اعتماد خواهد کرد؟ مقالۀ تحلیلی گاردین، لایه‌های پنهان سیاست خارجی پکن را در بحبوحۀ تنش‌های نظامی اخیر در منطقه کالبدشکافی کرده است.

( انتشار این مقاله در عصر ایران به معنی تأیید تمام محتوای آن نیست چرا که اولا از نگاه غربی است و اساسا غربی‌ها از درک ظرافت ها و جزییات مردمان شرق عاجز یا غافل اند و دوم این که باید درنظر داشت چین اهل هیاهو نیست و ترجیح می دهد زیرپوستی حرکت کند و سوم این که چه بسا بنا داشته باشند میان ایران و چین فاصله اندازند. با این همه متن نکاتی دارد که باید به آن توجه داشت).

__

گاردین: 

مرزهای احتیاطِ پکن در حمایت از تهران چندان دور از ذهن نبود، اما شعله‌ور شدن جنگ ایران و آمریکا، چالش‌هایی به‌مراتب بزرگ‌تر و پرسش‌هایی بنیادی‌تر را پیش پای این ابرقدرت نهاد. سال‌هاست که گفتمان رسمی پکن، پیوند با ایران را در قالب هم‌سرنوشتیِ دو تمدن بزرگ به تصویر می‌کشد که شانه به شانه علیه تهاجم غرب ایستاده‌اند؛ پیوندی که ریشه‌های آن به بیش از نیم ‌قرن پیش بازمی‌گردد.

تجلی این نگاه در توافق راهبردی سال ۲۰۲۱ نمایان شد که نوید سرمایه‌گذاری خیره‌کنندۀ ۴۰۰ میلیارد دلاری را می‌داد. با این حال، سایۀ سنگین رکود بر اقتصاد چین و تعیین پایین‌ترین نرخ رشد هدف از سال ۱۹۹۱، نشان می‌دهد که پکن بیش از هر زمان دیگری به ثبات نیاز دارد و در سیاست‌های پرخطر خود تجدیدنظر کرده است.

[م. منظور از توافق راهبردی ۴۰۰ میلیارد دلاری چین، مجموعه قراردادهای بلندمدتی است که با هدف تقویت همکاری اقتصادی، انرژی، زیرساختی و سیاسی با کشورهای مختلف منعقد شده‌اند. مشهورترین نمونه، توافق چین و ایران در سال ۲۰۲۱ است که در آن از سرمایه‌گذاری‌های احتمالی گسترده در نفت، گاز، حمل‌ونقل و فناوری سخن گفته شد. این توافق نقشۀ راه ۲۵ ساله بود؛ وعده‌ای عظیم با اجرای تدریجی، نشان‌دهندۀ تلاش چین برای گسترش نفوذ جهانی و تأمین منافع راهبردی در منطقه.]

انفعال پکن در قبال تنش‌های نظامی اخیر میان ایالات متحده و ایران، پرسش‌های راهبردی بسیاری برانگیخته است. پکن این حملات را محکوم کرد، اما این واشنگتن بود که پیش‌قدم شد و نشست سران دو کشور را به‌دلیل شرایط جنگی به تعویق انداخت. اکنون میانجی‌گران سنتی حوزۀ خلیج‌فارس عقبگرد کرده‌اند و چین نیز تمایل چندانی برای ورود به این کارزار پرهزینه نشان نمی‌دهد. 

حقیقت آن است که مناسبات پکن و تهران، به‌رغم پیشینۀ طولانی و دامنۀ گسترده، فاقد ژرفای راهبردی است. الگوی رفتاری چین در قبال ایران، ماهیتی کاملاً «معامله‌گرانه» دارد. پکن ضمن فروش تسلیحات، برخلاف رویۀ سنتی واشنگتن، از ارائۀ هرگونه چتر امنیتی یا تضمین دفاعی اجتناب می‌کند. این ناترازی در وابستگی متقابل اقتصادی نیز به‌وضوح نمایان است در حالی که شریان حیاتی صادرات ایران با وابستگی ۹۰ درصدی به بازار چین گره خورده، سهم ایران در سبد وارداتی پکن فقط ۱۳ درصد است؛ آن هم نفتی که تحت فشار تحریم‌ها با تخفیف‌های سنگین واگذار می‌شود.

در این فضای غبارآلود، پکن با استمرار تردد شناورهایش در تنگۀ هرمز و ذخیره‌سازی تهاجمی کالا‌های اساسی و انرژی، نشان داده است که پیش از هر تعهد سیاسی، به صیانت از امنیت ملی و ثبات داخلی خود می‌اندیشد.

در نقشۀ نوین انرژی پکن، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس سهم فزاینده‌ای از سبد نفتی چین را به خود اختصاص داده‌اند؛ رویکردی که نشان‌دهندۀ گسترش نفوذ استراتژیک این ابرقدرت در خاورمیانه است. از سوی دیگر، پایتخت‌های عربی حاشیۀ خلیج‌فارس هم با درک کاهش وابستگی واشنگتن به سوخت‌های فسیلی منطقه، در پی تنوع‌بخشیدن به شرکای راهبردی خود هستند. پکن که از تجربۀ تحریم‌های روسیه درس گرفته، بیش از پیش بر ضرورت تکثر در سرمایه‌گذاری و پیوندهای تجاری تأکید دارد.

بی‌ثباتی‌های ناشی از جنگ مایۀ نگرانی پکن است و هم‌زمان فرصت‌های بی‌بدیلی برای اژدها پدید آورده است؛ از جهش تقاضا برای فناوری‌های سبز و تجدیدپذیر گرفته تا جلب تقاضای بازارهایی چون هند برای نهاده‌های استراتژیکی نظیر کودهای شیمیایی. در این میان، پکن با نگاهی فرصت‌طلبانه، آماده است تا پروژه‌های کلان بازسازی منطقه و تملک دارایی‌های ارزان‌قیمت را در دوران پساجنگ به چنگ آورد.

[م. شورای همکاری خلیج‌فارس متشکل از ۶ کشور عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان است.]

[م. تحریم‌های روسیه پس از جنگ اوکراین نشان دادند   وابستگی شدید به بازار و مسیر مالی محدود، پرریسک است. روسیه با مسدود شدن دارایی‌ها، محدودیت بانکی، خروج شرکت‌های غربی و دشواری تجارت روبه‌رو شد. سایر کشورها از جمله چین سعی کردند از این تجربه درس بگیرند و روابط اقتصادی‌شان را متنوع‌تر کنند تا در برابر تحریم‌ها آسیب‌پذیر نباشند. اقتصاد تک‌مسیره شکننده است.]

دکترین امنیت ملی ایالات متحده در نوامبر گذشته بار دیگر بر اولویت مهار چین و ضرورت خروج از تمرکز سنتی بر خاورمیانه انگشت گذاشته، اما واقعیت‌های میدانی این استراتژی را با بن‌بست جدی مواجه کرده است. تخمین زده می‌شود شعله‌های جنگ روزانه نیم میلیارد دلار از بودجۀ نظامی واشنگتن را می‌بلعد و ذخایر تسلیحاتی عظیم را به کام می‌کشد.

این وضعیت نتیجه‌ای جز انحراف تمرکز و فرسایش منابع استراتژیک آمریکا در منطقۀ "ایندو-پاسفیک" نداشته است. شی جین‌پینگ با بهره‌گیری از خصلت معامله‌گرانۀ ترامپ و درگیری ذهنی‌اش در خاورمیانه، در پی نهایی‌کردن رؤیای تایوان است. پکن در این قمار بزرگ، نظم جهانی آمریکا را بی‌اعتبار می‌کند و خود را در قامت لنگرگاه ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در جهان آشوب‌زدۀ کنونی به نمایش می‌گذارد.

[م. ایندوپاسیفیک به پهنه‌ای راهبردی گفته می‌شود که اقیانوس هند و اقیانوس آرام را منطقۀ واحدی در نظر می‌گیرد. این اصطلاح در سیاست و امنیت بین‌الملل برای توصیف همکاری، رقابت و مسیرهای تجاری میان کشورهایی مثل آمریکا، هند، ژاپن، استرالیا و چین به‌کار می‌رود.]

[م. آمریکا به‌طور رسمی از «استقلال تایوان» حمایت نمی‌کند، اما از امنیت، دموکراسی و توان بازدارندگی تایوان پشتیبانی می‌کند. ریشۀ ماجرا به سال ۱۹۴۹ برمی‌گردد؛ وقتی دولت ملی‌گرای چین به تایوان رفت و جمهوری خلق چین در سرزمین اصلی تشکیل شد. آمریکا در جنگ سرد تایوان را متحد ضدکمونیسم می‌دانست. پس از برقراری روابط دیپلماتیک با پکن در سال ۱۹۷۹، واشنگتن «سیاست چین واحد» را پذیرفت، اما با «قانون روابط تایوان» به فروش سلاح و حمایت غیررسمی ادامه داد.

هدف حفظ توازن و جلوگیری از تغییر زورمدارانۀ مرزها است. ایالات متحده نه کاملاً مدافع استقلال تایوان است و نه بی‌تفاوت در سال‌های اخیر کنگرۀ آمریکا بسته‌های مالی برای تقویت بازدارندگی تایوان تصویب کرده است. این حمایت بیشتر شامل آموزش، فروش سلاح، سامانه‌های دفاعی و تقویت آمادگی نظامی است. آمریکا عملیات نظامی مشترک رسمی و علنی با تایوان ندارد، اما حضور نظامی گسترده در منطقه، رزمایش‌ها، گشت‌ها و نمایش قدرت برای بازدارندگی چین را دنبال می‌کند. آمریکا عمداً ابهام راهبردی را حفظ می‌کند؛ یعنی نمی‌گوید اگر حمله شود حتماً وارد جنگ می‌شود، اما    از تایوان حمایت می‌کند و چین را از حمله بازمی‌دارد.]

حالا پکن با شبکۀ گسترده و درهم‌تنیده‌ای از منافع اقتصادی و دیپلماتیک روبه‌روست که صیانت از آن‌ دیگر با بیانیه‌های خنثی ممکن نیست. دوران عافیت‌طلبی پکن در خاورمیانه به سر آمده است. چین اکنون با منافعی کلان و جمعیتی میلیونی از اتباعش در منطقه روبروست که دیگر سیاست بی‌طرفی را بر نمی‌تابند. قریب به یک میلیون تبعۀ چینی در قلب خاورمیانه، مسئولیتی سنگین بر دوش پکن نهاده و اتباعی که چشم‌انتظار حمایت مقتدرانۀ کشورشان هستند، کارآمدی سیاست "مداخلۀ حداقلی" را به چالش می‌کشند.

در این میان، خلأ قدرت نظامی و مشارکت امنیتی محدود چین بیش از پیش خودنمایی می‌کند و استراتژی دیرینۀ "ابهام راهبردی"، کارکردش را از دست داده است. حتی دستاورد دیپلماتیک سال ۲۰۲۳ در آشتی دادن تهران و ریاض، در پرتو بحران کنونی رنگ باخته و نمادی از نفوذ بی‌ثبات پکن شده است.

[م. این پاراگراف به فشار افکار عمومی در چین اشاره دارد. به‌رغم دهه‌های گذشته، ناسیونالیسم چینی بسیار نیرومند شده است. کشته شدن احتمالی اتباع چینی در درگیری‌های منطقه یا آسیب به پروژه‌های "کمربند و جاده"، می‌تواند فشار افکار عمومی داخلی را بر شی جین‌پینگ برای مداخلۀ بیشتر نظامی یا حمایتی افزایش دهد و او را از سیاستِ صبر سنتی بازدارد.]

[م. چین در سال ۲۰۲۳، با میانجی‌گری میان تهران و ریاض، به انعقاد توافق برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک ایران و عربستان کمک کرد. این اقدام، دستاورد مهمی برای پکن بود و نشان داد می‌تواند در کنار نقش اقتصادی، در حل تنش‌های منطقه‌ای نیز اثرگذار باشد.]

بحران کنونی بار دیگر تفوق قدرت سخت واشنگتن را به رخ کشیده و ابزارهای محدودِ پکن برای حمایت از شرکایش را عیان کرده است. چالش بنیادین شی جین‌پینگ عبور از جهانی است که در آن، ایالات متحده به رهبری ترامپ، دیگر حافظ نظم موجود نیست و به عامل گسست و برهم‌زنندۀ قواعد بازی بدل شده است. اوباما سی سال پیش، چین را "سواری‌بگیر رایگان امنیتی" نامید. دوران بهره‌برداری بی‌هزینه از ثباتی که دیگران تأمین کرده‌اند به پایان رسیده و پکن با این پرسش حیاتی مواجه است که گام بعدی در جهانی بدون چتر امنیتی غرب چیست؟

[م. منظور از «سواری رایگان امنیتی» این است که یک کشور یا گروه، بدون پرداخت هزینۀ کامل امنیت، از حمایت دیگران بهره‌مند ‌شود. در سیاست و روابط بین‌الملل، این اصطلاح برای نقد اتکا به قدرت‌های خارجی یا استفاده از چتر امنیتی آن‌ها به کار می‌رود. نقل‌قولی از اوباما که گاهی در همین زمینه مطرح می‌شود، بر این نکته تأکید دارد که کشورها نباید فقط مصرف‌کنندۀ امنیت باشند، بلکه باید سهم خود را بپردازند.

امنیت پیتزا نیست که یکی بخورد و دیگری هزینه‌اش را بدهد. اوباما این اصطلاح را دربارۀ چین به کار برد و منظورش این بود که چین ۳۰ سال «سواری رایگان» گرفته است؛ یعنی از نظم و امنیت بین‌المللی‌ که آمریکا هزینه‌اش را داده، بهره برده و سهم متناسبی در تأمین آن نپرداخته است. او در این رابطه گفته بود: «چینی‌ها ۳۰ سال گذشته سواری رایگان گرفته‌اند. این وضعیت برایشان خیلی خوب جواب داده است.»]

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: چین ، جنگ ، ایران و آمریکا
ارسال به دوستان
ترامپ اینگونه با مردم آمریکا سخن می‌گوید  پاسخ سازمان تأمین اجتماعی به حواشی لغو خدمات بیمه‌ای چین: محاصرهٔ تنگه هرمز توسط آمریکا خلاف منافع جهانی است/ به ایران سلاح نداده ایم  بازخوانی پیام رهبر شهید انقلاب در واکنش به توهین ترامپ به حضرت مسیح (ع) روسیه: پیامدهای احتمالی تهدید ترامپ برای محاصره سواحل ایران نامشخص است سربازان ابدی؛ همه چیز درباره مین های دریایی/ مین های کف خواب، لنگردار و سرگردان چه تفاوت هایی دارند (+عکس) آزادسازی گروگان و بازداشت ۳ آدمربا در هرمزگان پیام رسمی مرجعیت شیعه به رهبر کاتولیک‌های جهان گفت وگوی تلفنی عراقچی و لاوروف شیخ نعیم قاسم: مخالف مذاکره با اسرائیل هستیم خط‌ونشان خداداد عزیزی برای شباب‌الاهلی با تکیه بر غیرت ایرانی کشف محموله سلاح جنگی در اندیمشک ادعای وال‌استریت‌ژورنال: استقرار ۱۵ ناو جنگی برای محاصره دریایی ایران علت صدای انفجار امروز در تبریز اعلام شد ادعای ترامپ: ایرانی ها یا اورانیوم غنی‌شده را به ما می‌دهند یا آن را به زور می‌گیریم/ امروز صبح تماس گرفتند و می خواهند با ما معامله کنند