آیا بخش خصوصی، مانند حوزه پرتاب موشک، اخترشناسی را نیز با یک انقلاب و دگرگونی متحول خواهد کرد؟
به گزارش ایسنا، اریک اشمیت(Eric Schmidt)، مدیرعامل سابق گوگل و همسرش وندی(Wendy)، رهبری یک طرح اخترشناسی خصوصی بسیار جاهطلبانه را بر عهده دارند. این زوج به تازگی اعلام کردند که از طریق سازمان خیریه خود موسوم به «اشمیت ساینسز»( Schmidt Sciences)، بودجه چهار تلسکوپ نسل بعدی را تأمین میکنند و یکی از این تلسکوپها، لازولی(Lazuli) نام دارد که اولین رصدخانه فضایی خصوصی در تاریخ خواهد بود.
این تلسکوپها دارای فناوریهای پیشرفتهای خواهند بود و اپراتورها از هوش مصنوعی برای بررسی حجم عظیمی از دادهها استفاده خواهند کرد. این رویکرد جدید میتواند به ما در مورد ابرنواخترها کمک کند و همچنین به ما اجازه دهد تا به جو سیارات فراخورشیدی شبیه به زمین نگاه کنیم.
این طرح، فراتر از خود علم، میتواند منجر به یک تغییر اساسی برای دنیای علم شود. این طرح میتواند راه را برای یک رویکرد تجاریتر به علم اخترشناسی، چه خوب و چه بد، هموار کند. این رصدخانهها که «سیستم رصدخانه اریک و وندی اشمیت»( Eric and Wendy Schmidt Observatory System) نام دارند، از فناوری پیشرفته با کسری از هزینه پروژههای مشابه ناسا استفاده خواهند کرد.
اکنون باید منتظر ماند و دید که در بحبوحه کاهش شدید بودجه برنامههای علمی ناسا، آیا این رویکرد نوآورانه میتواند راه را برای آینده عملیات فضایی خصوصی هموار کند؟
اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، «لازولی» یکی از چهار تلسکوپ «سیستم رصدخانه اریک و وندی اشمیت»، اولین رصدخانه فضایی خصوصی در تاریخ خواهد بود. این تلسکوپ میتواند تا اواخر سال ۲۰۲۸ پرتاب شود و تا سال ۲۰۲۹ عملیاتی شود.
پیت کلوپار(Pete Klupar)، مدیر اجرایی پروژه «لازولی»، در یک کنفرانس مطبوعاتی با اعلام این ابتکار گفت: ما این کار را در عرض سه سال انجام خواهیم داد و قرار است آن را با هزینهای بسیار پایین انجام دهیم.
طبق گزارش پایگاه Universe Today، طرح خیریه «اشمیت ساینسز» متعلق به اریک و وندی اشمیت، بودجه این چهار تلسکوپ را به مبلغ ۵۰۰ میلیون دلار تأمین میکند. این مبلغ در مقایسه با ۱۰ میلیارد دلاری که ناسا برای تلسکوپ فضایی «جیمز وب» هزینه کرده و بیش از ۱۶ میلیارد دلاری (با احتساب تورم) که از زمان پرتاب تلسکوپ فضایی «هابل» در سال ۱۹۹۰، شامل هزینههای عملیاتی برای آن هزینه کرده است، بسیار کم است.
«لازولی» یک تلسکوپ فضایی ۳.۱ متری با ناحیه جمعآوری نور ۷۰ درصد بزرگتر از تلسکوپ فضایی نمادین «هابل» ناسا خواهد بود. این تلسکوپ فضایی برخلاف «هابل»، فراتر از مدار زمین پرواز خواهد کرد. این تلسکوپ در یک مدار پایدار رزونانس قمری دور از زمین قرار خواهد گرفت که ارتفاع آن از سطح زمین در اوج به ۲۷۵ هزار کیلومتر میرسد.
ابزارهای پیشرفته این رصدخانه فضایی خصوصی شامل یک تصویرگر نوری میدان وسیع، یک طیفنگار میدانی یکپارچه و یک تاجنگار با کنتراست بالا خواهد بود که برای تصویربرداری مستقیم از سیارات فراخورشیدی بهینه شده است. این ابزارها به «لازولی» اجازه میدهند تا جو سیارات شبیه به زمین را بررسی کند و فرآیندهای حاکم بر انفجار ستارگان را روشن کند.
سه رصدخانه زمینی که بقیه «سیستم رصدخانه اشمیت» را تشکیل میدهند، از هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل حجم عظیمی از دادهها استفاده خواهند کرد.
این امر با اقدامات اخیر «اریک اشمیت» در بخش فضا مطابقت دارد که میتواند صنایع فضا و هوش مصنوعی را به شکل جداییناپذیری به هم پیوند دهد.
وی سال گذشته اعلام کرد که استارتآپ فضایی «Relativity Space» را با هدف ارسال مراکز داده به مدار پایین زمین خریداری کرده است. این مراکز داده به دلیل دمای انجماد فضا به سیستمهای خنککننده گرانقیمت نیاز ندارند. آنها همچنین میتوانند نور خورشید را به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته برای تامین برق جمعآوری کنند.
تلسکوپها شامل «آرایه آرگوس»( Argus Array)، «آرایه سینوپتیک عمیق»(DSA) و «تلسکوپ طیفسنجی آرایه فیبر بزرگ»(LFAST) با همکاری دانشمندان دانشگاه کارولینای شمالی، کلتک و دانشگاه آریزونا در حال توسعه هستند.
تلسکوپ «آرایه آرگوس» میدان دید عظیمی به وسعت ۸۰۰۰ درجه مربع خواهد داشت که به آن اجازه میدهد کل آسمان شمالی قابل مشاهده را در عرض چند ثانیه و بدون کج شدن، تصویر کند. این امر آن را بهویژه برای تشخیص رویدادهای گذرا مانند ابرنواخترها مفید خواهد کرد.
تلسکوپ DSA برای اسکن طول موجهای رادیویی با سرعت بیسابقه طراحی شده است که به طور بالقوه فهرست شناخته شده ۱۰ میلیون منبع رادیویی را در روز اول کار خود دو برابر میکند.
در عین حال، تلسکوپ LFAST برای طیفسنجی پیگیری انعطافپذیر اهداف از بررسیها طراحی شده است.
از دیدگاه نوآوری، مختل کردن تحقیقات علمی توسط بخش خصوصی، مفهومی جذاب است. برنامههایی مانند تلسکوپ فضایی «جیمز وب» که با بودجه مالیاتدهندگان تأمین مالی میشوند، هزینه بسیار زیادی دارند و راهاندازی آنها بسیار طول میکشد، زیرا باید از فناوری اثبات شده پرواز و کاملاً بدون خطر استفاده کنند.
اساساً ابتکار «رصدخانه اشمیت»، رویکرد «سریع شکست بخور، سریع یاد بگیر» شرکت فضایی خصوصی «اسپیسایکس»( SpaceX) را در سرمایهگذاریهای بزرگ علمی به کار میگیرد. ۵۰۰ میلیون دلار در مقایسه با ثروت ۳۶ میلیارد دلاری «اریک اشمیت»، مبلغ ناچیزی است. اگر تلسکوپ «لازولی» در اولین تلاش جواب نداد، این پروژه میتواند درسهای آموختهشده را به کار گیرد و دوباره امتحان شود.
سپس به جنبه تجاری آن میرسیم. طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۴، ارزش اقتصاد جهانی فضا میتواند تا سال ۲۰۳۵ به رقم سرسامآور ۱.۸ تریلیون دلار برسد. این رقم از ۶۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت، به این معنی که تقریباً نرخ رشد تولید ناخالص داخلی جهانی را دو برابر خواهد کرد.
رایان بروکارت(Ryan Brukardt)، شریک ارشد شرکت «مککینزی و شرکا»، در یک بیانیه مطبوعاتی اظهار داشت: کسب و کارها در بخشهای متنوع و رو به رشد، مانند کشاورزی، ساخت و ساز، بیمه و کاهش تغییرات اقلیمی میتوانند همگی محرکهای اقتصاد فضایی جدید و رو به گسترش باشند. فعالان صنعت دولتی و خصوصی با درک و پذیرش پتانسیل کامل فضا میتوانند خود را به عنوان رهبران اقتصاد فضایی معرفی کنند و از مزایای بلندمدتی بهرهمند شوند.

اینکه آیا همه اینها به علم نجوم، به ویژه یک تجارت خوب تبدیل میشود، پرسش کاملاً متفاوتی است. سازمانهای تحقیقاتی بزرگ و دانشگاهها به شکل سنتی هزینه رصدخانههای زمینی و فضایی را پرداخت میکنند. دلیل این امر این است که علوم پایه ریسک بالایی دارند و معمولاً حاشیه سود کوتاهمدت ندارند.
نیل دگراس تایسون(Neil deGrasse Tyson) میگوید جلسهای که در آن قرار است یک مستعمره مریخی به سرمایهگذاران خطرپذیر پیشنهاد شود، یک جلسه پنج دقیقهای شکستخورده خواهد بود، چرا که این پروژه تریلیونها دلار هزینه خواهد داشت، خطر مرگ بالایی خواهد داشت و عملاً هیچ بازگشتی برای سرمایهگذاری سرسامآور سرمایهگذاران وجود نخواهد داشت.
شاید به همین دلیل است که «اشمیت ساینسز»، «رصدخانه اشمیت» را در درجه اول به عنوان یک سرمایهگذاری بشردوستانه که از بخش خصوصی بهرهمند خواهد شد، برجسته کرده است. با این حال، جالب خواهد بود که ببینیم آیا این امر راه را برای نجوم به عنوان یک تجارت در آینده هموار خواهد کرد یا خیر.
اگر «اشمیت ساینسز» استدلال محکمی برای نجوم خصوصی ارائه دهد، موفقیت آن سوالات اخلاقی جدی را مطرح خواهد کرد. به عنوان مثال، آیا کسی باید مالکیت اکتشافات کیهانی را داشته باشد؟
این موسسه اعلام کرده است که از «مدل دادههای باز» پیروی خواهد کرد که به ستارهشناسان جهانی امکان دسترسی مبتنی بر شایستگی را میدهد. با این حال، احتمالاً کنترل کامل بر انتخاب افراد را حفظ خواهد کرد.
آیا این میتواند به آیندهای منجر شود که در آن شرکتها به جای جوامع علمی، اولویتهای علمی را تعیین میکنند؟ آیا تحقیقات مهم به میل و هوس افراد بسیار ثروتمند متکی خواهد بود؟
در گذشته، پروژههایی مانند «Breakthrough Initiatives» که توسط «یوری میلنر»( Yuri Milner) و دیگر خیرین تأسیس شدهاند، بودجه پروژههای تحقیقاتی بزرگ را کاهش دادهاند و در عین حال دانشمندان را در بیخبری نگه داشتهاند.
پیشنهاد دولت ترامپ برای کاهش بودجه ناسا، نقش بخش خصوصی در علم را مورد توجه قرار داده است. پس از پیشنهاد بودجه ناچیز دولت آمریکا برای ناسا، کیسی درایر(Casey Dreier)، رئیس سیاست فضایی انجمن سیارهای بر این واقعیت تأکید کرد که علم یک فرآیند است نه یک محصول.
وی سال گذشته در مصاحبهای گفت: بودجه پیشنهادی، در صورت تصویب، علم ناسا را به دوران تاریکی فرو خواهد برد. او نقش ناسا را در رهبری فضایی ایالات متحده برجسته کرد و اظهار داشت که هیچ شرکت فضایی خصوصی نمیتواند جای خالی ایجاد شده توسط اقدامات ضد علمی ترامپ را پر کند.
موسسه «اشمیت ساینسز» خاطرنشان کرده است که «سیستم رصدخانه اشمیت» را مکمل علم ناسا میداند، نه جایگزین آن در هر ظرفیتی.
متأسفانه، علم دستاوردهای مالی کوتاهمدتی را ارائه نمیدهد و ممکن است دههها طول بکشد تا از تحقیقات، پاداشهای ملموسی به دست آید.
در حال حاضر، طرحهای نجوم خصوصی احتمالاً برای بقای خود به کمکهای بشردوستانه متکی خواهند بود و بعید است که به این زودیها شاهد یک اسپیسایکس در حوزه نجوم باشیم.