عصرایران؛ احسان محمدی- بعضیها صدایشان امضایشان است. وقتی حرف میزنند، لازم نیست سرت را برگردانی تا بشناسی. مثل صدای «خسرو شکیبایی» و صدای «مهران دوستی» که حالا حتما یک جایی توی آسمان نشستهاند به حرف زدن با فرشتهها.
«عنایت آتشی» هم یکی از صداهای ماندگار ورزش ایران است. از آنها که ناخودآگاه باعث میشوند، زمزمه کنی «فقط صداست که میماند.» یکی از آنها که صدایش را میلیونها ایرانی حتی بیش از چهره بعضی بازیکنان تیم ملی بسکتبال در این چند دهه میشناسند و لذت میبرند.
نسلی از ما شیکاگو بولز و مایکل جردن و چارلز بارکلی و اسکاتی پیپن و مجیک جانسون و NBA را با صدای او شناختیم. بسکتبال یعنی آن صدای گرم و پخته، پرهیجان اما مسلط و بدون تپق که ما را کوارتر به کوارتر به حلقه نزدیک میکرد. به جایی که توپ قرمز بسکتبال با برخورد به تخته یا غلتیدن دور آن دایره گرد فلزی تاریخ را رقم میزد. ما با عنایت آتشی عاشق بسکتبال شدیم، شیفته اسلم دانک، پرتاب سه امتیازی، کوبی برایانت، شماره 23 و ...
زاده جهرم در استان فارس. همین نکته کافی است تا بدانی چرا این همه عاشق ایران است. همسایه دیوار به دیوار تخت جمشیدی باشی ریشهات مثل نخل در خاک این سرزمین تا اعماق فرو میرود. آتشی در سال 1324 به دنیا آمد. درست سالی که فدراسیون بسکتبال در ایران تاسیس شد. یک همزادی شگفت انگیز! در 22 سالگی پیراهن تیم ملی را به تن کرد. جایی که با توپ بسکتبال درون زمین، مثل ماهی قزل آلا از میان مدافعان حریف لیز می خورد و به حلقه یورش میبرد. در 28 سالگی به مربیگری در باشگاه تاج پرداخت و در 31 سالگی به عنوان مربی تیم ملی جوانان برگزیده شد. یکی از جوانترین مربیان تاریخ بسکتبال.
سال 1352 برای نخستین بار در تلویزیون به گزارشگری پرداخت. جایی که ایرانیان با صدای گرم و اطلاعات دقیق او در خصوص بسکتبال آشنا شدند. آتشی در سال 1355 به جمع متاهلان پیوست. حاصل ازدواج او با هنگامه شریفیان که دانشآموخته دکترای فیزیوتراپی است. پدر چهار فرزند که در خانوادهای ورزشی، تحصیلات را با جدیت دنبال کردهاند. «مهرانه» یک عکاس شناخته شده بینالمللی است، «مهران» مربی تیم ملی و دکترای تربیت بدنی، «مهراد» بازیکن تیم ملی و دکترای تربیت بدنی و «مهرشاد» دانشآموخته دکترای معماری است. یک خانواده گرم و صمیمی که معماری آن بر اساس ورزش و تحصیل شکل گرفته است.
آتشی برای تکمیل آموختههای خود در سال 1355 به آمریکا رفت، او در دو سال پیاپی در کلاس های مقدماتی و تخصصی بسکتبال شرکت کرد و کوشید آخرین دستاوردهای علمی در حوزه بسکتبال را در کشوری که عاشقانه این ورزش را دنبال می کنند به دست بیاورد.
در روزگاری که برخی فوتبالیستها با انجام چند بازی خود را پیشکسوت باشگاه لقب میدهند و سهمخواهی میکنند، کمتر کسی میداند عنایت آتشی یکی از کسانی بود که باشگاه «تاج» را توفان نجات داد. پس از انقلاب میخواستند اسم باشگاه را به «تختی» یا «جمهوری اسلامی» تغییر دهند. آتشی به واسطه سابقه مدیریتش در مجموعه ورزشی آزادی و خوشنامی و پاکدستی، مدیرعامل تاج شد و نام «استقلال» را برای آن برگزید. دست گروههای سیاسی و چریکی را از باشگاه کوتاه کرد و به آن سامان داد و به دست قدیمیهای باشگاه (پورحیدری و قراب و حجازی و روشن و ...) سپرد و به خانهاش در بسکتبال ایران برگشت.
یک دهه سرمربی تیم ملی بسکتبال بود و نسلی از خوشنامترین بازیکنان تیم ملی زیر نظر او تربیت شدند. با همان شخصیت کاریزماتیک، متانت و مناعت طبع و البته تسلط در مدیریت توانست به نهادینه شدن دوباره این ورزش در خانوادهها پس از انقلاب کمک کند.
در پرسپولیس مربیگری کرد، در پیکان و دانشگاه آزاد و کاوه و پگاه به عنوان مربی و مدیر فنی به ایفای نقش پرداخت. در باشگاه سایپا مشاور عالی شد و در کنار همه این فعالیتها به صورت جدی کارهای مدیریتی ملی و بینالمللی را پی گرفت. او که عضو گروه 7 نفره برگزاری مسابقات آسیایی تهران (1974) و نماینده المپیک در بسکتبال بود پس از انقلاب هم از سال 1382 به مدت 7 سال به عنوان دبیر فدراسیون بسکتبال برگزیده شد.
عنایت آتشی نه تنها یک معلم و گزارشگر ورزشی که یک مولف بود. کتاب «بسکتبال در گذر زمان» اثر اوست. مردی که وقتی با او حرف میزدید با احترام از گذشتگان حرف میزد و با فروتنی تام و تمام نسبت به همه آنها که برای سربلندی ایران کوشیده بودند، ادای احترام میکرد.
صدای آتشی، صدای بسکتبال خاطرهها بود. انگار اگر او گزارش نمیکرد هیچوقت «مایکل جردن» نمیتوانست آن همه خوب باشد. در سال 1386 و در مراسم تجلیل از بهترینهای شبکه 3 سیما، لوح گزارشگر برتر برنامههای ورزشی به این صدای ماندگار اهدا شد. صدایی که برای همه مردم ایران یادآور خاطرات پرهیجان توپ و سبد بود، امروز 8 اردیبهشت 1405 در خاک آرام گرفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر