عصر ایران- انتشار سلسله مقالات دربارۀ کتاب فدرالیست نوشته الکساندر هملتون به دلیل وقوع جنگ و ترجیح خبر بر مطالب نامرنبط با جنک آمریکا و اسراییل علیه ایران ادامه نیافت و یکی از آنها که دربارۀ استقلال قضات است از اسفند سال گذشته در کارتابل باقی مانده بود. حال که قدری فضا آرام تر شده و می توان مانند قبل به موضوعات متنوع پرداخت آن مقاله منتشر می شود:
احمد فرتاش: مقالۀ ۷۸ کتاب فدرالیست، نوشتۀ الکساندر همیلتون است و موضوع اصلیاش استقلال قضات و اهمیت قوه قضائیه در قانون اساسی آمریکاست. همیلتون در این مقاله بر این نکته تاکید دارد که برای حفظ آزادیها و جلوگیری از سوءاستفادههای قدرت، قوه قضائیه باید مستقل و غیرسیاسی باشد.
او توضیح میدهد که قضات نباید تحت فشار سیاسی قرار بگیرند و حقوقشان باید تضمین شود تا بتوانند بدون ترس یا مصلحتجویی، قانون را اجرا کنند. نیز از اوست که اگر قضات مجبور شوند همواره از تصمیمات نهادهای سیاسی یا محبوبیت عمومی تبعیت کنند، توانایی قضاوت عادلانه و حفاظت از حقوق فردی شهروندان را از دست میدهند.
یکی از اصول کلیدی مقالۀ ۷۸، دائمی بودن انتصاب قضات است. همیلتون استدلال میکند که انتصاب مادامالعمر قضات، به شرط رفتار شایسته، نه تنها استقلال آنها را تضمین میکند بلکه اجازه میدهد آنها قانون را بر اساس اصول و عدالت، نه فشارهای کوتاهمدت سیاسی، تفسیر کنند. این دائمی بودن، برخلاف سایر کارمندان دولتی که دورههای استخدامی مشخص دارند، به قضات امکان میدهد از تصمیمات عجولانه یا ناپایدار دولت اجتناب کنند و در کشور ثبات حقوقی ایجاد نمایند.
مقالۀ ۷۸ همچنین به مفهوم بازرسی قضائی (Judicial Review) اشاره میکند؛ اگرچه همیلتون از عبارت مستقیم استفاده نمیکند. او میگوید که قضات میتوانند قوانین مصوب را بررسی کنند و اگر قانونی با قانون اساسی مغایرت داشته باشد، آن قانون نباید اعمال شود.
این نگاه، پایهای برای سیستم کنترل و تعادل قوا در آمریکا شد و تضمین میکند که هیچ شاخهای از حکومت نتواند حقوق بنیادی مردم را نادیده بگیرد. همیلتون نوشته است که چنین قدرتی نه تنها مشروع بلکه ضروری است، زیرا قانون اساسی باید بالاترین مرجع قانونی باشد و هیچ اکثریت یا جناحی نتواند آن را نادیده بگیرد.
الکساندر همیلتون
یکی از نکات جالب مقالۀ ۷۸، توجه همیلتون به ماهیت ملایم و غیرتهاجمی قوه قضائیه است. او میگوید قضات تشکیلدهندۀ «ضعیفترین» قوه نسبت به دو قوه دیگر هستند، زیرا نه توان مالی دارند، نه قدرت نظامی، و نه ابزار اجرایی مستقیم. بنابراین، قوه قضائیه تنها با تکیه بر قانون و اخلاق قضات عمل میکند و از طریق تفسیر قانون و اعلام مغایرت قوانین با قانون اساسی، نقش حیاتی خود را در محافظت از آزادیها ایفا میکند. همیلتون تاکید میکند که این ضعف ظاهری در واقع یک نقطۀ قوت است، زیرا قضات تنها با قانون هدایت میشوند و نمیتوانند با زور یا نفوذ سیاسی، خواستههای خود را تحمیل کنند.
این مقاله هنوز هم الهامبخش تحلیلها و مباحث حقوقی دربارۀ استقلال قضات، نقش دادگاههای عالی و تفسیر قانون اساسی است و بیتردید باید آن را یکی از درخشانترین مقالات کتاب فدرالیست دانست. نباید فراموش کنیم که همیلتون تقریبا زمانی این مقاله را نوشت که در ایران آقامحمدخان قاجار مشغول کشتار و کور کردن مردم کرمان بود!
دیدگاه همیلتون در این مقاله نشان میدهد دموکراسی پایدار نیازمند نهادهای مستقل است؛ نهادهایی که بتوانند حقوق فردی و اصول بنیادین قانون اساسی را محافظت کنند، حتی اگر با جریان سیاسی غالب مخالفت داشته باشند.
مقالۀ ۷۸، مکمل مقالات ۱۰ و ۵۱ است، زیرا همانطور که مدیسون در مقالات ۱۰ و ۵۱ دربارۀ جناحها و کنترل قوا بحث کرده، همیلتون نیز در مقالۀ ۷۸ نشان میدهد بدون قوه قضائیه مستقل، تعادل قدرت و حفاظت از آزادیها ناقص خواهد بود.